گفتمان، لازمه اعتماد

فضای قابل اعتماد و اعتماد برانگیز، چیزی نیست که نقطه اشباع داشته باشد و چیزی هم نیست که سازمانهای امروز ما از آن بی‌نیاز باشند. نیاز به اعتماد و عوامل اعتمادساز در سازمان‌های امروزی و در نزد کارکنان و ذینفعان آن بیش از همیشه ضرورت داشته و فقدان و یا کمرنگی آن خسارت‌های معنوی و مادی زیادی را در ابعاد مختلف برجای گذاشته است. مدیران و رهبران سازمانی باید قادر باشند اعتماد کارکنان و ذی‌نفعان و مشارکت‌کنندگان را برانگیخته تا بدینوسیله آنها را به انجام تعهداتشان وادارتر و متعهدتر سازند. آنچه می‌تواند بیش از همه، اعتمادساز و اعتماد آفرین باشد "گفتمان سازمانی" است.

 متاسفانه امروزه مدیران و رهبران سازمانی ما، به جای گفتمان فرد به فرد و حتی معمولی هنوز اشتهای سیری‌ناپذیر به ابلاغ دستور دارند. علاوه بر آن فعالیت‌هایی را پایه‌گذاری کرده و هنجارهایی را پرورش می‌دهند که حساسیت گفتمان در سازمان را که می‌رود از سوی کارکنان هوشمند در سازمان نضج بگیرد از بین ببرند. در حالی که رهبران و مدیران خردمند باید با رعایت برخی نکات کیفی مانند انعطاف‌پذیری عملیاتی، مشارکت بالای کارکنان و همسویی کامل آنان با استراتژی‌های سازمان، زمینة احیا و توسعه گفتمان سازمانی را فراهم سازند.

 صممیت، تعامل، جامعیت و هدف‌مندی چهارعنصری است که رعایت آن از سوی رهبران سازمان‌ها می‌تواند به ایجاد و افزایش اعتماد در سازمان کمک شایان کند. صممیت، نزدیک شدن افراد به یکدیگر همراه با شکوفایی گفتمان فردی است و از طریق گفتمان سازمانی فاصله‌های سازمانی، نگرشی و گاهی جغرافیایی را کاهش می‌دهد. هر وقت صممیت در گفتمان‌ها رایج شود، افراد تصمیم‌گیرنده، اعتماد افراد زیردست را به‌دست آورند. خوب گوش دادن به افراد و جذب آن‌ها ابتدا صمیمت و سپس اعتماد را افزایش می‌دهد. در جایی که اعتماد وجود ندارد، صمیمت هم نمی‌تواند وجود داشته باشد. مخفی کردن موضوعات، رفتار خصمانه و عدم شفافیت‌ امور سازمانی به صمیمت آسیب می‌زند و آن را کاهش می‌دهد. تعامل، ترویج گفتمان دو طرفه است. ترویج گفتمان رهبران و کارکنان سبب ایجاد صمیمت و تقویت آن شده و با کاهش فاصله‌ها اعتماد را افزایش می‌دهد. جامعیت، گستردن نقش کارکنان است و گسترش نقش کارکنان به صمیت و تعامل می‌افزاید. همچنین جامعیت، میزان تعامل افراد را از طریق تسهیل ارائه ایده‌های کارکنان و نه سرکوب ایده‌های آنان افزایش می‌دهد. و بالاخره هدف‌مندی، نیز پیگیری یک دستور کار است. به این معنا که رهبران، استراتژی‌های سازمان را از طریق ایجاد وفاق و نه تکلیف به کارکنان تفهیم و منتقل می‌کنند.

بنابراین:

"بیاییم با گسترش گفتمان سازمانی به کمک چهار عنصر صمیمیت، تعامل، جامعیت و هدف‌مندی، فضای اعتماد را در سازمان‌های امروزی گسترش داده و بدینوسیله به بهره‌وری آن‌ها بیافزاییم".

ارسال نظر

Image CAPTCHA