ساختار آموزشی در هند

تاریخچه سواد در هند:
خط‌های شرق بین‌النهرین:
خط هند و ایرانی (اوستایی) 4000 سال پیش از میلا‌د (شرق بین‌النهرین منطقه ایران ، سغد ، بلخ و خوارزم و هند) ، خط عیلا‌می (حروف خط عیلا‌می خاص است و بیشتر جهت تجارت و مالکیت استفاده می‌شده و هنوز به‌طور کامل رمزگشایی نشده است)
کشور هند با موانع بزرگی در زمینه آموزش دبستانی دانش‌آموزان مواجه است و برای دستیابی به اهداف آموزشی با موانع زیادی روبه‌رو است اما در ایالت کیرلا به نتایج خوبی دست یافته و دولت تلاش و حمایت زیادی در تمام مراحل آموزشی از ابتدایی تا دبستان می‌کند.
کشور هند با مشکل بی‌سوادی روبه‌رو است و بسیاری از مردم بی‌سواد هستند. در قرن نوزدهم تنها 3 درصد از مردم تحصیل می‌کردند که این رقم پس از پیدایش دوره استعمار انگلیس که 150 سال ادامه داشت، به 14 درصد رسید. در سال 1947 که دولت هند به استقلال رسید اقدامات مفیدی در امر آموزش انجام شد به طوری که تعداد افراد تحصیل کرده تا آغاز سال 1991 به 21/52 درصد افزایش یافت پس از به استقلال رسیدن، دولت تلاش‌های گسترده‌ای برای مبارزه با بی‌سوادی آغاز کرد و برنامه‌هایی با هدف بهتر شدن نظام آموزش ابتدایی به اجرا درآورد تا از طریق جذب کودکان به مدرسه میزان بی‌سوادی را کاهش دهد.
همچنین اقدامات مفیدی برای آموزش بزرگسالان با نظارت شورای ملی آموزش انجام شد. کمیته ملی آموزش به هدف مبارزه با بی‌سوادی در سال 1988 شکل گرفت و تلاش‌های زیادی برای دستیابی به هدف فوق انجام شد، به طوری که در آغاز سال 1995، 8 میلیون نفر در گروه سنی 15 تا 35 سال باسواد شدند. کمیته ملی آموزش هند هم‌اکنون برای از بین بردن بی‌سوادی در میان 100 میلیون جوان تلاش زیادی می‌کند و برنامه‌های آموزشی بزرگسالان در مناطق مختلف کشور براساس جدول زمانی محدود به اجرا درمی‌آید.

معضلات آموزشی

پائین بودن نرخ سواد در هندوستان که فقر اقتصادی از جمله مهم ترین عوامل آن محسوب می گردد مهم ترین معضل آموزشی کشور است. بنابر برآوردهای به عمل آمده بیش از یک سوم جمعیت هندوستان زیر خط فقر زندگی می کنند. اگر چه حضور در مدارس رایگان می باشد اما هزینة تهیه کتاب، لباس مدرسه و حمل و نقل برای خانواده های فقیر هزینه ای هنگفت به شمار می رود. در خانواده های فقیر، مشارکت دختران در نگهداری از کودکان و فعالیت های روزمره خانواده، چنین معضلی را ایجاد نموده است. اگر خانواده ای به دلیل مواجه با مسائل مالی مجبور به انتخاب در مدرسه فرستادن فرزندان دختر یا پسر خود باشد قطعاً این پسر خانواده از فرصت تحصیل برخوردار می گردد. واکنش منفی والدین در امر آموزش دختران، خود به عنوان مانع بزرگ در حوزه آموزش دختران محسوب می گردد. اغلب والدین از آموزش پسران تحت عنوان سرمایه ای بزرگ یاد می کنند. چرا که در زمان پیری والدین، این فرزند پسر است که از استعلاعت مراقبت از آنان برخوردار می باشد. به عبارت دیگر، اکثر والدین هندی از دختران تحت عنوان اتلاف هزینه یاد می کنند. چرا که دختران پس از ازدواج با خانوادة شوهر زندگی کرده و والدین مستقیماً از این وضعیت سودی نمی برند. علاوه بر این دخترانی که از سطح بالای آموزشی برخوردارند نیز به واسطه ازدواج با پسران همسطح و هم پایة خود از لحاظ تأمین جهیزیه هزینة هنگفتی برای خانواده های خود به بار می آورند

ناکافی بودن تسهیلات آموزشی

عم کفایت تسهیلات آموزشی در هندوستان، مانعی دیگر برای آموزش به شمار می رود. اغلب ایالات کشور از تعداد کافی مدرسه جهت سرویس دهی به کلیه کودکان واجد شرایط برخوردار نمی باشند. بعلاوه مدارس موجود نیز از امکانات اولّیه نظیر بهداشت و آب، محروم می باشند. در برخی ایالات نیز مشکل عدم وجود جای کافی با مشکل ازدیاد کودکان مدرسه ای به دلیل رشد سرسام آور جمعیت، توأم گردیده است. به عنوان مثال، طی سال 1993، ایالت آتارپرداش جهت ثبت نام از کلیه کودکان رده های سنی 6 الی 10 سال به 214000 مدرسة اضافی نیازمند بود. نیاز به مدارس اضافی به خاطر رشد جمعیت، همچنان پابرجاست. گفتنی است که در مقابل دولت هندوستان در عوض سرمایه گزاری جهت احداث مدارس بیشتر، به ارتقاء کیفت آموزشی می پردازد.

کمبود معلمین زن

عدم برخورداری از معلم زن به اندازة کافی، مانعی دیگر حوزه آموزش کشور محسوب می گردد. چرا که با افزایش تعداد معلمانِ زن در مدارس احتمال حضور دختران در مدارس، به مقدار متنابهی افزایش می یابد. این امر به ویژه در خصوص کشوری نظیر هندوستان که از تفاوت جنسی فاحش بروخوردار است مصداق بیشتری می یابد. در حال حاضر، معلمان زن کشور تنها 22 درصد از کل معلمان کشور را تشکیل می دهند (1992). این میزان نشان می دهد که تعداد محدودی از زنان هندی شایستة تدریس می باشند. به هر حال این سهم احتمالاً در آینده ای نه چندان دور افزایش خواهد یافت؛ چرا که تعداد زنانی که جهت تدریس آموزش می بینند نصف دانشجویان را تشکیل می دهند. در اینجا، بازهم در میان ایالات مختلف، تفاوت وجود دارد. آندسته از ایالاتی که از میزان رشد افراد باسواد برخوردار می باشند، به همان نسبت نیز از تعداد زنان معلم بیشتری برخوردار می باشند. اختلافات جنسی ناعادلانه ای همچنان در سیستم آموزشی کشور مشهود می باشد. از سال 1965 دولت هندوستان با دوباره نویسی کتاب های آموزشی در جهت به تصویر کشیده نشدن زنان در قالب های مختلف جنسی در این کتابها موافقت نموده است. با این حال طبق مطالعات به عمل آمده در خصوص کتابهای درسی طی سال 1980 نشان داد که شخصیتهای اصلی این کتابها اغلب مردان می باشند. در این کتابها، مردان شخصیت های غالب را به خود اختصاص داده و از آنان به عنوان افراد قوی، ماجراجو و زیرک یاد شده است. درست برعکس، هنگامی که در این کتابها از زنان یاد می شود موجوداتی ضعیف و بدبخت به تصویر کشیده شده که قربانی سوءاستف اده ها و آماج تنبیهات بدنی می باشند. لازم به ذکر است که این تصاویر خود مانعی بزرگ جهت ارتقاء منزلت زن در اجتماع محسوب می گردد.

نهادهای اجرایی آموزشی

آموزش و پرورش هند تحت نظارت سه گروه مشتمل بر دولت مرکزی دولتهای ایالتی و مقامات محلی اداره می گردد. ساختار آموزش و پرورش کشور هند غیر متمرکز می باشد . به عبارت دیگر توزیع قدرت واختیارات قانونی در سطوح مختلف تصمیم گیری اعم از عالی, میانی, اجرایی و حتی در سطح مدارسی صورت می گیرد. با انتشار قانون اساسی هند طی سال 1950 سیستم سیاسی فدرالی اداره کشور پیش بینی شده و در تقسیم بندی مسئولیتهای اختصاسی و یا مشترک میان دولت مرکزی و دولتهای ایالتی ,مسئولیت آموزش و پرورش به دولتهای ایالتی تفویض گردید. با وجودیکه در اصلاحیه قانون اساسی طی سال 1976 مسئولیت آموزش و پرورش به دولتهای مرکزی و ایالتی واگذار گردید اما در عمل دولتهای ایالتی این مسئولیت بودند.

نقش دولت مرکزی در آموزش

در کشور هند مدیریت آموزشی (مشتمل بر آموزش پیش دانشگاهی عالی)بر عهده وزارت توسعه برقراری منابع انسانی است که به حفظ استانداردهای ملی و هماهنگی در زمینه های مختلف آموزش و پرورش در سطوح عمومی و عالی مختلف آموزش و پرورش در سطوح عمومی و عالی مبادرت می نماید.بررسی اجمالی و تاریخی ماموریت ها وظایف و ساختار سازمانی وزارتخانه آموزشی طی 5 دهه اخیر نشان می دهد که سیاست تمرکز زدایی تصریح شده در قانون اساسی و خط مشی ملی نظام آموزشی کشور در آن تحقق یافته است به نحوی که در حال کشور در آن تحقق یافته است به نحوی که در حاضر اداره آموزش و پرورش به عنوان یکی ادارات تابعه وزارت نمود یافته است  . از جمله مهم ترین ادارات تابع وزارت توسعه منابع انسان میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:

اداره آموزش و پرورش

اداره فرهنگ

اداره امور جوانان تربیت بدنی

اداره امور زنان و کودکان

علاوه بر این دولت مرکزی در جهت نظارت به کیفیت آموزش و پرورش و حفظ استانداردهای جهانی شوراهای متعدد آموزشی به شرح ذیل مبادرت نموده :

.  شورای ملی تحقیقات آموزشی (NCERT) که به اصلاح کیفیت و مشارکت در برنامه ریزی آموزشی تدوین کتب گزینشی درسی و اصلاح روشهای ارزشیابی و در سطح مدارس می پردازد.

.  موسسه ملی مدیریت و برنامه ریزی آموزشی (NIEP) که به فعالیت در زمینه اصلاحات آموزشی و حمایت از اجرای خط مشی جدید آموزش کشور مبادرت می نماید.

.  موسسه ملی آموزش بزرگسالان (NEAE) که به حمایت از فعالیتهای تحقیقاتی در حوزه سواد آموزی و برنامه های آموزش بزرگسالان مبادرت می نماید.

نقش دولت های ایالتی در آموزش

در چار چوب سیاست ملی کشور هند هر ایالت به طور مستقل به طراحی و تنظیم ساختار و نظام آموزشی خود مبادرت نموده و مکانیزم اداری- اجرایی و توزیع قدرت در ایالت ها با توجه به ملاحظات کلی و بر اساس اصل تمرکز زدایی مصوب سال 1986 در سطوح گوناگون مورد توجه قرار گرفته است . این در حالی است که دولت مرکزی از طریق اعطای کمکهای مالی و توصیه های کارشناسی به ایالتها برکیفیت آموزش و پرورش کشور نظارت دارد. در سطوح ایالتی مقامات آموزش کاربر وزیر آموزش و پرورش مدیرکل ,بازرسان و مدیران ادارت گوناگون مشتمل می گردد . از جمله مهمترین ادارات آموشی مستقر در ایالتهای کشور هند می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

.  اداره آموزش مدرسه ای

.  اداره آموزش عالی

.  اداره آموزش فنی

.  اداره آموزش بزرگسالان و غیر رسمی

از جمله مهم ترین تنظیم و تصویب خط مشی و قوانین آموزشی در سطح منطقه ای متصدی اداره آموزش به همراه معاونین خود عهده دار مسئولیت نظارت و سرپرستی بر مدارس کشور می بارد. در سطح مدارس نیز مدیران مدارس از اختیارات تام جمعیت تدوین و تنظیم برنامه های آموزشی هماهنگی مسائل انضباطی دانش آموزان و سرپرستی معلمان برخوردار می باشند.

هیات مدیره های آموزشی

هیات مدیره های محلی از وجه اشتراکات مشابهی با دولت برخوردار می باشند. ایالتی دولت های ایالتی معمولا به اختصاص تمام و یا قسمتی از اختیارات آموزشی خود به دانشگاهها در جهت نیل به اهداف آموزش عالی و تشکیل و هیات مدیره های محلی مبادرت می نمایند. هیات مدیره آموزش متوسطه ایالتی عهده دار مسئولیت برنامه ریزی آموزشی و انتخاب کتب و محتوای آموزشی دوره متوسطه می باشد.

گفتنی است که این مسئولیت در مقطع آموزش ابتدایی بر عهده اداره آموزش و پرورش می باشد. ابتدایی و متوسطه توسط معلمین صورت گرفته و از تنوع لازم برخوردار است علاوه بر این هیات مدیره آموزش متوسطه (SBSS) و هیات مدیره امتحانات (SBE) ایالتی با هیات مدیره های آموزش و پرورش محلی ارتباط متقابل و نزدیک دارند . در هر ایالت هیات مدیره های محلی از هیات مدیره نواحی بخش ها شهرک ها و کمیته های شهری متشکل می گردد که هر یک از اختیاراتی در حوزه آموزشی برخوردار می باشند. در سطح نواحی آموزش و پرورش مدارس به دودسته مورد تایید و تایید نشده تقسیم می کردند. مدارس مورد مدارسی می باشند که از مجوزهای لازم جهت فعالیت رسمی  برخوردار می باشند.

این گونه مدارس، تحت نظارت مقامات ذی صلاح قرار گرفته و دانش آموزان آن مجاز به حضور در آزمونهای عمومی که توسط اداره و یا هیات مدیره آموزش و پرورش برگزار می گردد می باشند. علاوه بر این مدارس فوق از لحاظ نحوه اداره به دو دسته دولتی و خصوصی تقسیم می شوند. مدارس دولتی به طور مستقیم توسط دولت و یا هیات مدیره آموزش و پرورش اداره می شوند با وجود این دانش آموزان این مدارس ملزم به پرداخت بخشی از هزینه های تحصیلی خود می باشند. مدارس خصوصی نیز شامل مدارسی است که توسط انجمن ها و افراد حقوقی من جمله شرکت ها کارخانجات و کلیساها و یا افراد حقیقی اداره می گردد. این گونه مدارس اعتبارات مالی مورد نیاز خود را از طریق اخذ شهریه تحصیلی از دانش آموزان هدایا و تعهدات پرداختی نظیر وام با بهره پائین تامین می نمایند. مدارس تایید نشده به مدارسی مشتمل می گردد، که از مجوز لازم برخوردار نبوده و در نتیجه آن مجاز به حضور آزمون های رسمی نمی باشند.

هیات مدیره مرکزی آموزش متوسطه (CBSE)

از جمله مهمترین مسئولیتها و وظایف دولت مرکزی در حوزه آموزش کشور می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

.  تدارک و تنظیم سیاست ها و برنامه های آموزشی با چشم انداز ملی

.  هماهنگی و جفظ استانداردهای آموزش عالی ارزشیابی مداوم و درجه بندی دانشگاهها و اعطای کمکهای مالی متناسب با درجه هر دانشگاه به واسطه کمسیون اعتبارات دانشگاهها (UGC)

.  هماهنگی و حفظ استانداردهای آموزش فنی با همکاری شورای ملی آموزش فنی

.  برقراری و حفظ روابط فرهنگی با انجمنهای بین المللی سازمان یونسکو و اعطای فرصتهای آموزشی در جهت تداوم مطالعات در داخل و خارج از کشور

.  مشاوره با دولت های ایالتی در خصوصی مسائل آموزشی با مشارکت هیات مرکزی مشاوره تعلیم و تربیت (CABE) و اداره مرکزی آموزش و پرورش و تطبیق و تبادل تجارب آموزشی با دولت های ایالتی و خارجی

.  همکاری با دولتهای ایالتی در حوزه برنامه ریزی آموزشی

.  انتشار آمارها و گزارشات آموزشی

.  اعطای کمکهای مالی به دولتهای ایالتی در جهت تطبیق برنامه های آموزشی ایالت ها با سیاست ها و برنامه هایی کلی دولت مرکزی

نرخ ترک تحصیل در پایه های آموزش مقدماتی

دراین دوره آمار ارائه شده برای دختران بیشتر جلب توجه می نماید. این رقم از 48 درصد به 38 درصد در پایة ابتدایی کاهش یافته است. اگر چنانچه همین روند ادامه یابد، مطابق تخمین های برآورد  شده 7 دختر از 10 دختری که در مدارس ابتدایی ثبت نام می نمایند، حداقل برای 5 سال در مدارس ابقاء تحصیلی خواهند داشت. همچنین مشاهده می گردد که شکاف موجود میان دانش آموزان پسر و دختر رو به کاهش می باشد. در خصوص کلاس های مقطع مقدماتی متوسطه این شرایط چندان امیدوارکننده نیست. علاوه بر این در این دوره نرخ تجدیدی در سطح پائینی (5 تا 8 درصد) قرار دارد. این امر احتمالاً حاصل روش متقارن سازی خودکار می باشد که در اکثر ایالات از این سیاست پیروی شده است. اما با این وجود نرخ پائین آمار تجدیدی می تواند حاصل عدم توجه مسؤولان به سطح معلومات یادگیرندگان باشد، که این خود سطح سواد و انگیزة حضور کودکان در مدارس را تحت تأثیر قرار می دهد. بررسی اطلاعات گردآوری شده در ایالت های مختلف، نشان می دهد که آمار افراد تجدیدی در ایالات مختلف کشور نوسان زیادی داشته است. همچنین مشاهده می گردد که آمار افراد تجدیدی پایه سوم آموزشی بتدریج روبه افزایش گذارده است. این امر می تواند به دلیل سری آزمون هایی باشد که در این پایه برگزار می گردد.

برخی از ایالات همانند آتارپرادش و بنگال غربی از کارایی و کفایت پائینی برخوردار بوده اند. این در حالی است که مدارس سایر ایالات همچون کرالا و پنجاب قرار دارند، از کفایت و کارایی بالایی برخوردار می باشند. در آتارپرادش و بنگال غربی، نرخ ترک تحصیل بالا بوده است. این میزان در خصوص دانش آموزان دختر و پسر به نسبت 4/40 و 4/38 درصد می باشد. جالب توجه است که در نرخ ترک تحصیل و درونداد سالیانه از فارغ التحصیلان، میان دانش آموزان پسر و دختر تفاوت زیادی به چشم نمی خورد. در این خصوص ایالات نیز آتارپرادش و بنگال غربی استثنا می باشند چرا که در این ایالات تفاوت آمار دختران و پسران کاملاً مشهود است. ایالت هیماچل پرادش نیز در این خصوص از پیشرفت خوبی برخوردار بوده است. در این ایالت نرخ ترک تحصیل دختران نسبت به پسران رو به کاهش گذارده است. این روند به این موضوع اشاره دارد که جهت نیل به اهداف آموزش همگانی EFA می باید توجه زیادی معطوف دختران گردد. بررسی میزان جابجایی (انتقال از مقطع ابتدایی به متوسطه) نشان می دهد که دختران از شرایط نامساعدی برخوردارند. اگر چه آمادگی ترک تحصیل تفاوت عمده ای را به تصویر نمی کشد، اما اگر به نرخ جابجایی دختران نسبت به پسران نگاهی بیاندازیم، این تفاوت آشکار خواهد شد.

آمار نشان می دهد، تعداد کودکانی که برای سالیان متمادی در کلاس های درس پایدار می مانند، رو به افزایش گذارده است. بوضوح مشاهده می گردد که از هر 10 دختر ثبت نام کرده تنها 7 نفر در کلاسها حضور می یابند. در خصوص ثبت نام های به عمل آمده نیز، تفاوت عمده ای در بازده مدارس ایالت های مختلف مشاهده می گردد. موقعیت کنونی نشان می دهد که دختران از شرایط مساعدی برخوردار نمی باشند. با این حال جنبة مثبتی نیز در این دوره مشهود است و آن اینکه نرخ ترک تحصیل دختران نسبت به پسران از کاهش چشمگیری برخوردار بوده است. احتمالاً دلیل این کاهش، افزایش توجه دولت به اجرای  پروژه های آموزش همگانیEFA  در خصوص دختران بوده است.

افزایش نرخ جابجایی تحصیلی امری ضروری است. این مشکل وقتی در ارتباط با مشکل عدم ثبت نام و نرخ ترک تحصیل نگریسته می شود، دو چندان می گردد. در اینجا باز می بینیم که آموزش دختران از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

مهار مشکل ترک تحصیل

مشکل ترک تحصیل قبل از به اتمام رساندن دورة کامل آموزش ابتدایی کاملاً برای طراحان شناخته شده است. از این روی چندین معیار جدید در این خصوص تعیین گردیده است. برطبق مدارکی که در دست می باشد فقر، عمده دلیل ترک تحصیل در کشور هندوستان محسوب می گردد. اغلب کودکان ملزم به اشتغال در فعالیت های تولیدی و محرومیت از حضور یافتن در کلاس های درسی می باشند. جهت مقابله با این مشکل، کلیه ایالات به طراحی چندین طرح تشویقی مبادرت نمودند که از آن جمله می توان به طرح هایی همانند تهیه کتاب های رایگان و تدارک لباس مدرسه، و اختصاص کمک هزینة تحصیلی به کودکان مناطق محروم اجتماعی - اقتصادی اشاره نمود. به گونه ای که تشخیص داده شده، تقویت حضور کودکان در کلاس های درس بدون توجه به سلامتی و بهداشت و تغذیه آنان امکان پذیر نمی باشد. بر این اساس، ایالت تامیل نادو طی یک دهة اخیر برنامه ای برای تغذیه کودکان مدرسه ای تدارک دیده است. جهت به اجرا درآمدن این طرح و بهره برداری از نتایج آن از سال 1995 برنامة تغذیة نیمروز در کلیه ایالات کشور به اجرا گذارده شده است.از جمله مهمترین طرح های فوق می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1-طرح حمایت تغذیه ای از دانش آموزان مقطع آموزش ابتدایی

طرح حمایت تغذیه ای از دانش آموزان مقطع آموزش ابتدایی که از آن تحت عنوان تغذیة نیمروز یاد می گردد، در آگوست 1995 به اجرا درآمد. این برنامه در نظر دارد تا روند جهانی سازی آموزش ابتدایی را به واسطه افزایش نرخ ثبت نام، ابقاء و حضور دانش آموزان رونق بخشیده و موقعیت تغذیه ای دانش آموزان مقطع ابتدایی را ارتقاء دهد. براساس پیش بینی های صورت گرفته، تعداد 97 میلیون دانش آموز که در 688 هزار مدرسه ابتدایی مشغول به تحصیل می باشند از این مزایا بهره مند خواهند شد.

2-طرح آموزش رایگان دختران

با توجه به اینکه دانش آموزان دختر همچنان در شرایط نامساعدی به سرمی برند، از این روی توجه خاصی بر آموزش آنان معطوف گردیده و تلاش می گردد تا نیازهای اجتماعی – اقتصادی و آموزشی آنان برآورده گردد. برداشتها حاکی از آنند که عوامل فرهنگی نیز مانعی جهت حضور دختران در مدارس می باشد. با توجه به این موضوع دولت مرکزی و دولت های ایالتی تصمیم به احداث مدارس دخترانة جداگانه ای با کمک هزینه تحصیلی ویژه ای گرفته اند. در حال حاضر در چندین ایالت کشور، آموزش دختران در کلیه سطوح آموزشی به صورت رایگان می باشد. این امر حتی در خصوص آموزش عالی نیز مصداق می یابد. علاوه بر این در استخدام معلمان سعی بر این است تا حداقل 50 درصد از معلمان متعلق به طبقه زنان باشند.

3-طرح احداث مدارس آشهرام

کاملاً مشخص است که آندسته از کودکانی که به عنوان نسل نخستین دانش آموزان به مدارس ابتدایی واقع در مناطق روستایی وارد می شوند، از خانواده های فقیر می باشند (فقر اجتماعی – اقتصادی). اکثریت کودکانی نیز که به ترک تحصیل رو می آورند، قادر نبوده اند خود را با ساختار آموزش ابتدایی وفق دهند. دراین زمینه معیارهای ویژه ای جهت گسترش برنامه های پیش دبستانی اتخاذ گردیده است. علیرغم تلاش های صورت گرفته در تدارک امکانات آموزشی برای کلیه کودکان، آندسته از کودکانی که به گروه های چادرنشین و اقلیت های خاص قومی واقع در مناطق دور افتاده و کوهستانی تعلق دارند، از دسترسی به آموزش ابتدایی محروم می باشند. حتی آندسته از کودکانی که در مدراس ثبت نام نموده اند، به دلیل شرایط سخت تحصیلی، مایل به ترک تحصیل می باشند. جهت برطرف ساختن نیازهای آموزشی این دسته از کودکان سری مدارس محلّی جدید با عنوان ”مدارس آشهرام” در سرتاسر این مناطق احداث گردیده است. مشکل دیگری که متوجه مناطق کوچک و دورافتاده کشور است، اکراه و بی میلی معلمان از تدریس در چنین مکانهایی می باشد. به گونه ای که مشاهده کردید، نامنظم بودن روند آموزشی این مدارس سبس شده است که اکثریت دانش آموزان به ترک تحصیل مبادرت نمایند. جهت برآورده ساختن نیازهای اینگونه مدارس نیز طرح جدیدی به نام شیکشاکامی در ایالت راجستان به مرحلة اجرا گذارده شد. با توجه به موفقیتی که این طرح طی سال های اول کسب نمود، تصمیم برآن شد که دامنة فعالیت این پروژه گسترش یافته و سکونتگاه های بیشتری در این مناطق تحت پوشش قرار گیرد. از آنجا که این پروژه در ایالت راجستان با مشکل مواجه نشد، چندین ایالت دیگر کشور نیز تصمیم به اجرای این پروژه گرفتند.

4-طرح معلمین محلی (شیکشاکامی)

جهت غلبه برمشکل عدم حضور معلمان، ایدة به کارگیری معلمان محلی در قالب پروژه شیکشاکامی به مورد اجرا درآمد. طرح مذکور از سال 1987 در ایالت راجستان به مرحلة اجرا گذارده شد و تحت حمایت مالی دفتر “نمایندگی توسعة همکاری های بین المللی سوئد” قرارگرفت. طرح فوق براساس جایگزین نمودن معلمین محلّی به عوض معلمین مرکزی استواربود. این در حالی است که هدف غایی این پروژه، جهانی سازی آموزش ابتدایی و بهبود کیفی آن در مناطق دورافتاده و محروم کشور بوده است. ناگفته نماند که در این پروژه نیز به دختران اهمیت بیشتری داده می شود. از جمله مهم ترین مشخصه های این پروژه می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

الف) عملکرد موفق معلمین محلّی نسبت به معلمین مراکز در آموزش کودکان مناطق محلی کشور

ب) تحمل پذیری بالای معلمین محلی در صورت کمبود امکانات آموزشی و تلاش آنان در جهت جبران چنین کمبودهایی

ج) برآورده سازی نیازهای جوامع روستایی به واسطه حمایت ها و مالکیت محلی

مطالعات نشان داده اند اگر چه عوامل اقتصادی و اجتماعی عمده ترین دلیل ترک تحصیل کودکان محسوب می گردد، با این حال تعداد قابل ملاحظه ای از دانش آموزان به دلیل برخی مشکلات مدرسه ای هیچ گاه در مدارس حضور نیافته اند. عمده ترین دلیل عدم حضور این افراد در مراکز آموزشی به برنامه های  آموزشی مربوط می گردد. و اینکه آموزش های ارائه شده هیچ گونه ارتباطی به زندگی آتی کودکان نداشته، روند آموزش و یادگیری تکراری بوده و تأکیدی بی مورد بر حفظیات داشته است. جهت غلبه بر این مشکل، بهبود کیفیت آموزش و یادگیری در قالب طرح DPEP و سایر طرح های آموزش همگانی EFA از اهمیت فوق العاده ای برخوردار گردیده است.

5-طرح ثبت نام از کلیه کودکان رده های سنی (11-6 ) سال

در حال حاضر نرخ ثبت نام از دانش آموزان به 100 میلیون نفر بالغ گردیده است. طی دهة اخیر پیشرفت قابل ملاحظه ای در میزان حضور کودکان در مدارس حاصل گردیده است. جهت جلب کودکان برای حضور در مدارس و ابقاء آنان تا اتمام دورة آموزش ابتدایی طرح های جدیدی در حال پایه ریزی است. امّا باید این حقیقت تلخ نیز وجود دارد که همچنان تعداد زیادی از کودکان در خارج از مدارس به سر می برند. هدف غایی برنامه آموزش همگانی حضور پیوسته کلیه این کودکان در مدارس می باشد. جهت نیل اهداف برنامه آموزش همگانی برآوردهایی در خصوص افزایش نرخ ثبت نام صورت گرفته که این برآوردها در جداول بعدی آمده اند. همانگونه که در محاسبات بالا نیز بدان اشاره گردید، طی سال 1997، بالغ بر 06/35 میلیون کودک رده های سنی (11-6) سال در خارج از مدارس به سر می برند. این رقم بر اساس پیش بینی های صورت گرفته بر 25/39 میلیون کودک نیز افزایش خواهد یافت. اطلاعات ارائه شده حاکی از آن است که احتیاجات آموزشی کودکان از ایالتی به ایالت دیگر متفاوت می باشد. همچنین می توان دریافت که اکثریت این کودکان به تعداد محدودی از ایالات کشور که از لحاظ آموزشی عقب افتاده می باشند تعلق دارند. از تعداد 25/39 میلیون دانش آموزی که باید از آنان ثبت نام به عمل آید، 45/30 میلیون نفر به 8 ایالت آندهراپرادش، بیهار، گجرات، ماهاراشترا، مدهیاپرادش، اورسیا، آتارپرادش و بنگال غربی تعلق دارند. نرخ دانش آموزان این 8 ایالت که می بایستی از آنها ثبت نام به عمل آید بر 58/77 درصد بالغ می گردد. لازم به ذکر است که از این میزان بالغ بر 78/67 درصد به 5 ایالت از 8 ایالت مذکور با عناوین آندرپرادش، بیهار، ماهاراشترا، آتارپرادش و بنگال غربی تعلق دارد.

بودجه و هزینه های آموزشی

آموزش رایگان

در اکثر ایالات کشور دوره های آموزشی کلاس های12-1 به صورت رایگان ارائه می گردد.

شهریه تحصیلی

درآندسته از ایالت هایی که آموزش برای سطوح بالاتر آموزشی رایگان نمی باشد، شهریه سالیانه از ایالتی به ایالت دیگر متفاوت است. این میزان در ایالت میخالیا برای کلاس های یازده و دوازده به بالاترین سطح خود (360 روپیه) و در ایالت آسام به پائین ترین سطح (48 روپیه) بالغ می گردد.

سرمایه گذاری آموزشی

از سال 1968 تصمیمی مبنی بر اختصاص 6 درصد از درآمد ملّی به حوزه آموزش اتخاذ گردید. با وجود محدودیت در منابع و سایر اولویتهای آموزشی اختصاص درآمد سالانة کشور بر حوزه آموزش از سیر صعودی برخوردار بوده است. به گونه ای که به 8 درصد طی سال 95-1994 افزایش یافت.

مطابق بند 4/11 قانون اساسی ویژه سیاست ملّی آموزش سرمایه گذاری در حوزه آموزش می بایستی بر 6 درصد از درآمد ملّی بالغ گردد. از آنجا که طی سال های اخیر این مقدار از میزان تعیین شده پائین تر است، از این روی جهت دریافت وجوه بیشتر جهت سرمایه گذاری در برنامه های آموزشی، تلاش عمده ای صورت پذیرفته است. با توجه به اینکه نیازهای عمدة آموزشی در جهت کسب آگاهی و ایجاد اصلاحات در فاصله های مختلف زمانی، مورد ارزیابی و سنجش قرار می گیرند، از این روی سرمایه گذاری در حوزه آموزش مرتبا افزایش یافته و این اطمینان را به مردم می دهد که در طول طرح پنج سالة هشتم این مقدار به 6 درصد درآمد ملّی بالغ گردد. به نحوی که هزینه های آموزشی مرکزی و ایالتی از 4/644 میلیون روپیه طی سال 52-1951 بر 300000 میلیون روپیه طی سال 6-1955 افزایش یافته است. با احتساب این نسبت به هزینة کل، درمی یابیم که این مقدار از 9/7 درصد طی سال 52-1951 به 1/11 درصد طی سال 96-1995 افزایش یافته است. در حال حاضر 13 طرح آموزشی در مجلس به تصویب رسیده است که در طرح 5 سالة هشتم سرمایه ای بالغ بر 74430 میلیون دلار از درآمد ملّی به این طرحها اختصاص یافته است. کل مبلغ سرمایه گذاری شده توسط ادارة آموزش در طرح 5 سالة هشتم برای سالهای 1996 و 1997 بر 33827 میلیون روپیه بالغ می گردد. گفتنی است که 18 طرح عمده از این طرحها، 65 درصد سرمایه کل برای طرحها را به خود اختصاص داده اند. طرح تغذیة نیمروز عمده ترین طرحی است که طی سالهای 1996 و 1997 با بودجه 14000 روپیه ای به مورد اجرا درآمده است. از جمله دیگر طرح های مهم آموزشی کشور که طی طرح 5 ساله هشتم به اجرا درآمده می توان به آموزش غیر رسمی، آموزش معلمان، آموزش پیوسته و آموزش شغلی اشاره نمود که طی سال 97-1996 به ترتیب 5/1582 میلیون روپیه، 279 میلیون روپیه، 1170 میلیون روپیه، 755 و 820 میلیون روپیه هزینه در برداشته است.

طبق آخرین آمار بدست آمده طی سال تحصیلی 95-1994 بودجه آموزشی کشورهند بر 275940میلیون روپیه معادل 6 درصد تولید ناخالص ملی بالغ می گردد.

هزینه های عمومی آموزشی بر مبنای سطوح مختلف آموزشی

پیش دبستانی و اولین سطح : 5/39 درصد

دومین سطح : 5/26 درصد

سومین سطح : 7/13 درصد

طبق آمار به دست آمده طی سال 1995 هزینه های عمومی آموزشی کشور بر 361 میلیارد و 757 میلیون روپیه معادل 33 در صد تولید ناخالص ملی بالغ می گردد.

 

برنامه‌های آموزشی بزرگسالان در 401 ایالت به اجرا درمی‌آید که شامل 139 میلیون نفر می‌شود. در 166 استان نیز میزان بی‌سوادی کمتر شده و دولت برای گرایش مردم به تحصیل در مراحل آموزش عالی می‌کوشد. نظام آموزشی هند شامل مرحله آمادگی، دبستان، راهنمایی، دبیرستان و مرحله آموزش عالی می‌باشد. در مرحله مهدکودک و آمادگی کودکان خواندن و نوشتن می‌آموزند و از سن 5 سالگی وارد مدارس ابتدایی می‌شوند و تا کلاس چهارم تحصیل می‌کنند. آنها در سن 9 سالگی وارد مدارس راهنمایی می‌شوند و تا 12 سالگی در کلاس هفتم تحصیل می‌کنندو مقطع راهنمایی را به پایان می‌رسانند.
به دلیل فقر و تنگدستی خانواده‌های هندی هر 25 دانش‌آموز از یک کتاب استفاده می‌کنند و دائماً صفحات کتاب را میان خود مبادله می‌کنند تا مفاهیم آموزشی موجود در آن را بخوانند. اما با این وجود بعضی از دانش‌آموزان هندی آوازه خوبی در علم کسب می‌کنند و این امر دانشگاه‌های آمریکایی را برانگیخته و با اختصاص بورسیه تحصیلی، زمینه تحصیل آنان را فراهم کنند. مثلاً دانشگاه ماریلند آمادگی خود را برای پذیرش دانشجویان اعلام کرده و به آنان بورسیه تحصیلی در آمریکا می‌دهد.
آموزش همگانی
دولت هند در سال 1968 سیاست ملی آموزشی را به منظور بهتر شدن کیفیت خدمات آموزشی و به وجود آمدن شرایط تحصیل برای اقشار مختلف جامعه به خصوص دختران که اغلب آنها از نعمت تحصیل محروم بودند پایه‌گذاری کرد و با اجرای برنامه آموزشی میراث فرهنگی همگام با اهداف آموزشی را در میان نسل‌های آینده تبلیغ و ترویج کرد. دولت هند در سال 1986 سیاست ملی آموزش را توسعه داد تا امکان راهیابی فرزندان اقشار مختلف جامعه به مدارس فراهم شود و تا امروز این سیاست را ادامه داده است.
در سال 1992 نیز برنامه‌های کاری برای دستیابی به راه‌های اجرای سیاست ملی آموزش و سرمایه‌گذاری در آن مشخص شد و به اجرا درآمد. شورای ملی پژوهش و تحقیقات آموزشی در سال 1961 با هدف بهتر شدن کیفیت آموزش، ارتقای قابلیت معلمان و ارائه شیوه‌های مختلف آموزشی و آماده کردن کتاب‌های درسی در مرحله ابتدایی تا دبیرستان در نیودلهی پایه‌گذاری شد. همچنین شورای ملی تحقیقات آموزشی قواعد و قوانین مدون از سوی شورای آموزشی دبیرستانی را در دبیرستان‌ها به اجرا درآورد و نیز برنامه‌های آموزشی برای کودکان، آماده سازی معلمان و بازرسان آماده و اجرا می‌کند.
آموزش از راه دور
نظام آموزش از راه دور در سال 1962 در دانشگاه‌های هند پایه‌گذاری شد و در سال 1985 اولین دانشگاه با این نظام در حیدرآباد آغاز به کار کرد و به دنبال آن نیز دانشگاه آندیرکا گاندی در دهلی با همین نظام آغاز به کار کرد. پس از آن نیز دانشگاه‌های مختلفی در ایالت مهاراشترا، ایالت بیهار و غیره پدید آمدند. در سیاستهای آموزشی

نظام آموزش از راه دور تدریجاً به بخش مهمی از آموزش اطلاع رسانی در هند بدل گردیده است.جهت هرچه پربارترنمودن این نظام ، برگزاری دوره های کاملاً برنامه ریزی شده ،با توجه به نیازهای کنونی ، ضروری است . نیازمبرم کشور،تدوین خط مشی اساسی جهت تحقق نیروی انسانی آموزش دیده درآیندة نزدیک است .دربرنامة نظام آموزش ازراه دور مراکز آموزشی هند عمده توجه بر موضوعات ذیل تمرکز یافته است:

1-ارزیابی نیازهای نیروی انسانی

پیش از آغاز هر دورة جدید، ارزیابی بازاراشتغال متخصصان ضروری است . ارزیابی می باید برمبنای پیمایش مناسب بازار وفارغ از هر نوع حدس وگمان صورت پذیرد. بررسی نیروی انسانی می باید در فواصل منظم ، به منظوردریافتن وضعیت عرضه و تقاضا و متناسب با نیازهای مهارتی و توانشی صورت گیرد.

2-استانداردسازی دوره های آموزشی

رسمیت بخشیدن دوره های آموزشی و استاندارد سازی این دوره ها جهت تضمین کیفیت آموزش از راه دور به یادگیرندگان ، ضرورت اساسی محسوب می گردد.شورای آموزش از راه دور به عنوان سازمان قانونی دانشگاه«ایگنو» با هدف هماهنگی ،ترویج وتدوین استانداردهای نظام آموزشی آزاد و آموزش از راه دور در هند تأسیس یافته است . درحال حاضر شورای مذکور می کوشد به تعیین مشخصه های عملی دوره های گوناگون آموزش از راه دور در جهت تضمین کیفیت این دوره ها، مبادرت نماید.

شورای مذکور همچنین درحال ابداع هنجارهای استاندارد آموزشی برای آموزش اطلاع رسانی در هند است . استاندارد نمودن دوره های اطلاع رسانی در شیوة آموزش از دور، به پیشگیری از ضایعات و دوباره کاری های غیر ضروری منتهی می گردد.

3-تدوین برنامه های درسی مبتنی بر نیازهای روز

برنامه های درسی می باید در جهت تأمین نیازهای کنونی حوزه آموزش کشور طراحی شده و در عین حال  از انعطاف پذیری لازم در جهت قابلیت سازگاری با نیازهای متحول جامعه برخوردار باشد.

4-به کارگیری بهینة فناوری آموزشی

سیاست بهره گیری از ابزارهای آموزشی چندرسانه ای به عنوان بخش انفکاک ناپذیر فرایند آموزش از راه دور شکل گرفته و بر به کارگیری مناسب فناوری اطلاعاتی درحوزه آموزش تاکید دارد.

5- توسعة نیروی انسانی کارآمد از طریق آموزش از دور

 توسعة نیروی انسانی مورد نیاز یک کشور باید در ابعاد کمی و کیفی صورت گیرد. وجه کمّی نیروی انسانی را می توان با مؤسسات آموزش از راه دور، به آسانی محقق نمود . اما تأکید برآموزش کیفی نیز از اهمیت خاصی برخوردار می باشد.توجه صرف بر افزایش تعداد مدارس و پذیرش دانشجو، بدون تحصیل اندیشه درخصوص نوع دانش و مهارت های لازم دراین بسترمتحول ، چه بسا به مشکلاتی چون بیکاری ، نیمه بیکاری ، تضییع نیروی انسانی ، و... منجر گردد.افزایش بی رویة تعداد متخصصین و کارشناسان به عرضة بیش ازحد و نهایتاً نزول سطح تخصص می انجامد.از این روی برنامه ریزی دقیق و متمرکز در جهت توسعة متناسب نیروی انسانی ضروری است . کاربردهای فناوری اطلاعاتی نظیر«آموزش رایانه ای» و بهره گیری از نرم افزارهای چندرسانه ای و... قابلیت بیش تری در انتقال مهارت های عملی آموزشی داشته و علاوه بر این که تجربة عملی بهره گیری از رسانه های نوین را در اختیار دانشجویان قرار می دهد، باجایگزینی به جای معلمین ، قابلیت تأمین آموزش استانده را نیز تا حد زیادی فراهم می آورد. باتحولات سریعی که در بطن جامعه رخ می دهد، توجه به مشکلات و موضوعات مربوط به توسعة منابع انسانی حوزة آموزش هند ازجایگاهی اساسی برخوردارگردیده است .سیاست آموزش ازراه دور قادر به برطرف نمودن مشکلات پیش روی تربیت نیروی انسانی شایسته می باشد؛ ازاین روی در جهت نیل به منابع انسانی کارآمد درحوزه آموزش می باید از این شیوة آموزشی نهایت استفاده به عمل آید .

در حال حاضر 57 دانشگاه و یک پژوهشگاه آموزشی به دانشجویان از راه دور آموزش می‌دهند.

 

زبان آموزشی

در اکثر ایالات، زمان مادری یا زمان محلّی به عنوان واسطة آموزشی مورد استف اده قرارمی گیرد. این در حالی است که تسهیلات آموزشی و سایر امکانات از مکانی به مکان دیگر متفاوت می باشد.

آموزش زبان هندی

علاوه بر مناطقی از کشور که مردمانش به زبان هندی تکلم می نمایند در اکثر ایالت های غیرهندی زبان آموزش زبان هندی اجباری است. آموزش اجباری زبان هندی از ایالتی به ایالت دیگر متفاوت می باشد. این در حالی است که آموزش هندی در تامیل نادو، تری پورا و ناحیة کاریکال پوندیچری اجباری نمی باشد.

آموزش زبان انگلیسی

آموزش انگلیسی در تمامی ایالات بغیر از ایالت بیهار، اجباری می باشد. با وجود این که آموزش انگلیسی در اکثر مدارس اجباری است، از ایالتی به ایالت دیگر متفاوت می باشد. به طورکلی آموزش انگلیسی در اغلب ایالات در کلاس های شش الی ده اجباری می باشد.

ساختار نظام آموزشی

در ساختار نظام آموزشی کشور هند تمرکز عمده بر بعد وسیع ارائه خدمات آموزشی و اهمیت ساختار، سازماندهی و ارتقاء آن استوار می باشد. بعلاوه، ساختار سیستم آموزشی کشور هندوستان بر رشد آموزشی مناطق مختلف کشور و برقراری رقابتهای آموزشی میان این مناطق تأکید دارد. در حال حاضر، تعداد 888 نهاد آموزشی در کشور هندوستان فعالیت دارد که به ثبت نام از 179 میلیون دانش آموز مبادرت می نمایند. سیستم آموزش ابتدایی در هندوستان از دومین رتبة جهانی برخوردار است. این سیستم آموزشی از 4/149 میلیون کودک 6 تا 14 ساله و 9/2 میلیون آموزگار، متشکل می گردد. لازم به ذکر است که نرخ مذکور به 82 درصد از کل کودکانی است که در این گروه سنی قرار دارند مشتمل می گردد. پس از استقلال هند طی سال 1947 سیاستمداران ,مسئولان و صاحب نظران آموزش و پرورش کشور تلاشهای فراوانی در جهت ارائه الگوی مشترک ساختار آموزشی پذیرش کلیه ایالت عمل آورند. طی سال 1966 کمیسیون آموزش و پرورش هند مبادرت به انتشار ساختار آموزشی طرح سیستم (2+10) نمود. سیستم مذکور پس از بازنگری و جرح و تعدیل طی سالهای 1986 و 1992 به عنوان خط مشی جدید نظام آموزشی ملی به تصویب رسید در حال حاضر کلیه ایالت های کشور از آن پیروی می نمایند. نکته قابل تامل در فرایند تصویب طرح مذکور طول مدت بررسی آن است که مدت زمان سه دهه از زمان طرح اولیه آن تا جرح و تعدیل و تصویب و اجرای فراگیر و نهایی آن به طول انجامید است که خود نشان دهنده بر طرف نمودن احتمالی نواقص و نارسایی های طرح اولیه می باشد. بر اساس الگوی قید شده در فوق نظام آموزش پیش دانشگاهی کشور هند خود از دو دوره آموزش ابتدایی و متوسطه متشکل می گردد. با وجودی که ساختار آموزشی کشور هند بر (سیستم 2+10) استوار می باشد. با این حال در میان ایالات مختلف در خصوص تعداد مدارس ابتدایی و متوسطه، شرایط سنی پذیرش در مدارس متوسط، آزمون های عمومی، آموزش هندی و انگلیسی، تعداد ساعات و جلسات درسی، مدت تعطیلات، میزان دستمزدها، آموزش پایه و … تفاوت عمده ای وجود دارد. آموزش در کشور هند، از سن پنج سالگی آغاز شده و از سه مرحله ابتدایی، متوسطه و عالی (دو دوره 5 ساله ابتدایی و متوسطه و یک دوره 2 ساله تکمیلی) متشکل می گردد. در مجموع، دوره تحصیلات ابتدایی و متوسطه 12 سال به طول می انجامد.

 طبق آمار به دست آمده طی سال 1996 نرخ ثبت نام ناخالص بر مبنای سطوح مختلف آموزشی به شرح ذیل می باشد:

. پیش دبستانی : 5 درصد

. اولین سطح : 101 درصد

. دومین سطح : 49 درصد

. سومین سطح : 9/6 درصد

ساختار آموزش پس از استقلال

پس از استقلال کشور هند به دلیل نرخ بالای بی سوادی(در حدود 85 درصد) ، سرمایه هنگفتی به تولید کتب درسی ارزان قیمت تخصیص یافت. سه دهه پس از استقلال کشور، هزینه آموزشی به 40 برابر و نرخ افراد باسواد به بیش از 2 برابربالغ گردید.از سوی دیگر پیشرفت های آموزشی و افزایش تعداد موسسات آموزش عالی و مراکز تحقیقاتی وصنعتی به گسترش انواع کتابخانه ها و فراهم آمدن بازار کار برای افراد آموزش دیده منجرگردید. در سال1956 کمیسیون اعتبارات دانشگاهی هند با عنوان (یو.جی .سی ) عهده دار مسوو لیت تصویب مقررات ویژه آموزش عالی و تعیین استانداردهای آموزشی و تحقیقاتی گردید. طی سال 1961 کمیسیون مذکور به منظورارزیابی و پیشنهاد معیارهایی جهت ارتقائ استانداردهای آموزشی در هند، به تشکیل کمیته بررسی علوم به ریاست دکتر رانگاناتان مبادرت نمود. تا پیش از دهة 70 ، تنها سه دانشگاه دهلی (1948) ، بنارس (1966) و بمبئی (1967) از دوره کارشناسی ارشدبرخوردار بودند.این درحالیست که در آغاز این دهه 4 دانشگاه ا لیگر، میسور ،کارناتاک و ویکرام به افتتاح دوره های کارشناسی ارشد خود مبادرت نمودند. پس از استقلال کشور این روند سرعت گرفت.

مقطع آموزش پیش دبستانی

طول مقطع آموزش پیش دبستانی بردوره آموزشی1ساله که ازسن 5 سالگی آغاز و تا سن 6 سالگی به طول می انجامد، مشتمل می گردد.

اهداف آموزشی

آموزش دوران کودکی از اهمیت قاطعی برخوردار است. از این روی سیاست ملّی آموزش بر اجرای برنامه های مراقبتی دوران کودکی ( ECCE) تأکید فراوان نموده است. گفتنی است که اجرای چنین برنامه هایی به تسریع روند جهانی سازی آموزش ابتدایی و برنامه های توسعة زنان نیز یاری می رساند. از این طرح انتظار می رود که آمادگی لازم جهت برطرف نمودن نیازهای آموزش ابتدایی را فراهم سازد. این امر به طور غیرمستقیم با فراهم نمودن تسهیلات مراقبتی برای کودکان، به افزایش نرخ ثبت نام دختران در کلاس های ابتدایی منجر گردیده است. در بخش های مختلف، طرح هایی در حال اجرا می باشند که هدف از اجرای آن دسترسی به کودکان مناطق آسیب پذیر و دورافتاده می باشد. با این هدف که آنها را از لحاظ بهداشتی، تغذیه ای و آموزش ابتدایی تأمین نماید. از جمله این خدمات می توان به تغذیه تکمیلی. ایمن سازی، آزمایشات بهداشتی، آموزش غیررسمی پیش دبستانی و مشارکت عموم جامعه در ارائه خدمات به کودکان زیر رده سنی 6 سال و مادران باردار اشاره نمود که توسط دولت مرکزی تأمین اعتبار می گردد.

هرچند  ICDS عمده ترین پایگاهی است که احتیاجات آموزش همگانی EFA را  برآورده می سازد با این حال چندین طرح دیگر نیز توسط دولت مرکزی و دولت های ایالتی به مورد اجرا گذارده شدند که عمده هدف آنها تکمیل فرآورده های ICDS از لحاظ محتویات بوده است. به عنوان مثال طرح مرکزی از آن عده از سازمان هایی که داوطلب برگزاری کلاس های پیش دبستانی می باشند، حمایت می نماید.

شاخصهای آموزش همگانی  EFA

طبق آمار به دست آمده کل جمعیتی که تا سال 1990 در رده های سنی 6-3 سال قرار داشتند. (بنا به تخمینی های برآورده این میزان بر 7 درصد کل جمعیت، (54/57 میلیون) نفر بالغ می گردد.) بیش از 1063 میلیون کودک رده سنی 3 الی 6 ساله که در مناطق محروم قرار دارند، منتظر حضور در مراکز آموزش پیش دبستانی می باشند. اگر چه نرخ ثبت نام خالص کودکان از 10/33 طی سال 1990 به 9/16 درصد طی سال 1998 افزایش یافته است، اما با این حال طرح مراقبتی کودکان از لحاظ تحت پوشش قرار دادن برنامه های آموزشی ویژه کودکان ضعیف عملکرده است. علاوه بر این سطح پوشش طرح مذکور از منطقه ای به منطقة دیگر کاملاً متفاوت بوده است. ایالت بیهار و آتارپرادش با پوششی کمتر از 10 درصد دو نمونة بارز در این مورد می باشند. اغلب ایالات واقع در شمال شرقی کشور از پتاتسیل مثبت اجرای طرح مراقبتی کودکان بهره مند گردیده اند. جهت موفقیت برنامه های مراقبتی کودکان و گسترش ارتباط آن با آموزش ابتدایی، برقراری هماهنگی میان بخشها ضروری است. با تأسیس کمیته هایی در سطح ایالتی جهت اجرای طرح های ویژه، دولت های ایالتی تلاش می نماید ت ا هم اه نگ ی های موجود را افزایش دهد

ازجمله مهمترین اهداف آموزشی مقطع آموزش پیش دبستانی می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

 -رشد کامل ذهنی کودکان رده سنی6 سال

-آماده سازی کودکان جهت ورود به مراکزآموزش ابتدایی

 -تدارک خدمات آموزشی متناسب برای دختران دوره ابتدایی

 -تدارک خدمات پشتیبانی جهت فعالیت زنان و اقشار کم در آمد جامعه

با وجودیکه مقطع آموزشی مذکوربخشی ازنظام آموزشی رسمی به شمار می رود، با این حال اجباری نمیباشد

طرح آموزش و مراقبت های دوران کودکی ( ECCE )

طراحی و تدارک طرح آموزشی و مراقبت های دوران کودکی ECCE به روشی اصولی به اجتماعی تر نمودن گروه های کودکان، ایجاد سلامتی و تندرستی، تشویق روند یادگیری خلاق و ارتقاء شخصیتی انان منتهی می گردد. اجرای طرح مذکور برای اقشار کم درآمد جامعه به جبران نقایص فیزیکی، روانی و عاطفی کودکان منجر می گردد. علاوه بر این اجرای طرح ECCE به جهانی شدن آموزش ابتدایی و افزایش نرخ ثبت نام و ابقاء تحصیلی دانش آموزان در مدارس ابتدایی کمک می نماید. در حال حاظر طرح تکمیلی توسعه خدمات ویژه کودکان با عنوان (ICDS) عمده ترین هدف طرح ECCE به شمار می رود. علاوه بر دولت های ایالتی، مراکز پیش دبستانی، بالوادیس و غیره نیز که تحت پوشش نهاد مرکزی رفاه اجتماعی قرار دارند به اجرای طرح مذکور مبادرت می نمایند. جهت ایجاد همگرایی هر چه بیشتر در برنامه های دولت و سایر نهادها، بر مشارکت اعضاء محلّی و گروه های پانچایاتی راج تأکید فراوان شده است. بعلاوه طرح ECCE که به عنوان طرح ویژه مراقبت های بهداشتی، روانی-اجتماعی، تغذیه ای و آموزشی کودکان به حساب می آید، طی سال های آتی ترویج و رشد چشمگیری برخوردار بوده است.

مقطع آموزش ابتدایی

آموزش ابتدایی در کشور هند از شش سالگی آغاز شده و به مدت هشت سال ادامه می یابد. به عبارت دیگر این دوره از آموزش کودکان رده های سنی 6تا 14 سال را تحت پوشش قرار داده و از کلاس اول آغاز شده تا پایه هشتم ادامه می یابد مقطع آموزش ابتدایی خودبه از سطح آموزش ابتدایی پنج ساله و آموزش پس از ابتدایی یا میانی سه ساله بر اساس قانون اساسی هند متشکل میگردد. دولتهای ایالتی مکلف به ارائه آموزش و پرورش رایگان و اجباری به کودکان رده های سنی 6 تا 14 سال می باشد. سال تحصیلی مقطع آموزش ابتدایی بر 200 روز کاری که از اوایل تابستان آغاز شده و تا تابستان آتی ادامه می یابد مشتمل می گردد. از جمله برنامه های درسی پنج سال اولیه آموزش ابتدایی می توان به آموزش محیطی ،ریاضی،هنر،آموزش کار و فعالیتهای بهداشتی و آموزش یک زبان با تاکید بر زبان مادری اشاره نمود. در سه سال سی از دبستان ریاضیات ،علوم و تکنولوژی، آموزش زبانهای هندی، انگلیسی و یک زبان محلی ،تربیت بدنی و بهداشت، علوم اجتماعی، هنر و آموزش کار به دانش آموزان ارائه می گردد. بر اساس آخرین گزارش آماری وزارت توسعه منابع انسانی ،تعداد کل دانش آموزان وزارت توسعه منابع انسانی، تعداد کل دانش آموزان مقطع آموزش ابتدایی 8ساله طی سال 1999 پس 000/240/151 نفر بالغ میگردد که بدین ترتیب نسبت افراد ثبت نام شده از تعداد کل کودکان لازم التعلیم در این دوره از 6/42 درصد طی سال 1950 به 14/92 درصد طی سال 1999 گفتنی است که تعداد مدارس این دوره از 000/223 مدرسه سال 1950 به 000/817 مدرسه طی سال 1999 و تعداد معلمان نیز از 000/624 نفر طی سال 1950 به 000/180/3 نفر طی سال 1999 افزایش یافته است.

آمار آموزشی مقطع آموزش ابتدایی

سال تحصیلی

تعداد معلمین زن

تعداد کل معلمین

تعداد دانش آموزان دختر

تعداد کل دانش آموزان

تعداد مدارس

1990

470414

1636898

41023604

99118320

558392

1991

498934

1693014

42359096

101577089

565786

1992

492966

1681970

44915896

105370216

572541

1993

506913

1703164

46396230

108200539

572923

1994

533117

1714395

46786705

109043663

581305

1995

553166

1740436

47373540

109734292

590421

1996

584953

1789733

47891749

110390406

581305

 

60% معلمین ویژه کلاسهای آموزشی پنجاه نفره

34%معلمین ویژه کلاسهای 51 تا 100نفره

میانگین39% معلمین ویژه کلاسهای بیش از 50 نفر

5%معلمین ویژه کلاسهای بیش از100 نفره

نرخ افت تحصیلی (طی سال 1996)

طبق آمار به دست آمده طی سال 1996 نرخ افت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی

 نرخ افت تحصیلی دانش آموزان دوره اول ابتدایی (5/34 درصد)

نرخ افت تحصیلی دانش آموزان دوره دوم ابتدایی (6/51 درصد)

82 درصد کودکان رده های سنی 14-6 سال به تحصیل دردوره آموزش ابتدایی مبادرت می نمایند. طبق آمار به دست آمده طی سال1995 نسبت ثبت نام ناخالص پایه 1تا 4 بر104 و برای پایه 6 تا 8 بر2/67 درصد بالغ می گردد.

اهداف آموزش ابتدایی
- فراهم کردن امکان تحصیل برای دختران و پسران در مدرسه و کاهش اختلافات آموزشی هر دو جنس به کمتر از 5درصد.
- کاهش تعداد دانش‌آموزان مردودی در دوره دبستان به کمتر از 10درصد.
- دستیابی به 25درصد از اهداف تعیین شده و خودکفایی آموزشی در مدارس ابتدایی
- جذب کودکان برای تحصیل در مدارس ابتدایی رسمی و غیررسمی.
حمایت از توان موسسات آموزشی منطقه‌ای، ایالتی و استانی و برنامه‌ریزی برای آموزش ابتدایی و مدیریت و - سازماندهی آن. برنامه‌های فوق از سال 1994 در 42 استان در 7 ایالت هند به اجرا درمی‌آید و آژانس‌های متعددی از برنامه‌های فوق حمایت مالی می‌کنند.
پیش بینی می‌شود که برنامه‌های آموزشی فوق در ایالت‌هایی که آمارهای بی‌سوادی زنان بالاتر است نیز به اجرا درآید. ضمنا بانک بین‌المللی نیز در مرحله اول از اجرای برنامه‌های آموزشی با ارائه اعتبارات مالی به ارزش 260میلیون دلار موافقت کرده است.
 

طرح های اجرایی

از جمله مهم ترین طرح های به اجرا درآمده پس از استقلال کشور در سال 1947 در مقطع آموزش ابتدایی می توان به طرح های ذیل اشاره نمود:

1- پروژه Lok jumbish

طی پروژه مذکور که به منظور ارتقاء سطح کیفی و کمی آموزش ابتدایی در ایالت راجستان هند به مورد اجرا گذارده شد 75 فرقه بالغ بر 12 میلیون نفر تحت پوشش قرار گرفتند.

پروژه مذکور همچنین به عنوان گام نخستی در برقراری همکاری میان سازمان های دولتی، معلمین، سازمان های غیردولتی و عامه مردم به شمار آمده که به توجه خود به ارتقاء روند ملی سازی برنامه های آموزش ابتدایی منجر گردیده است.

از جمله مهم ترین اصول پروژه Lok jumbish به 7 اصل ذیل اشاره نمود:

  • تأکید به نظارت بر امور در عوض پرداختن به عملکرد صرف
  • مشارکت همگانی
  • عملکرد غیرمتمرکز (تمرکززدایی از توجه به منطقه یا مناطق خاص)
  • آموزش همگانی
  • هماهنگی با روند کلی نظام آموزشی کشور
  • انعطاف پذیری در مدیریت
  • تشکیل سطوح مختلف مدیریتی

لازم به ذکر است ک فاز نخست پروژه مذکور در مدت زمان 2 سال طی سال های 94-1992 به مورد اجرا درآمد. هزینه های به عمل آمده جهت اجرای فاز اول این پروژه توسط دولت هند، دولت راجستان و آژانس بین المللی توسعه همکاری های سوئد (SIDA) به نسبت 3/1/2 تأمین گردید. فاز دوم پروژه مذکور نیز تا سال 1998 به مورد اجرا گذارده شد. طبق برآوردهای به عمل آمده، کل هزینه فاز 1 و 2 پروژه Lok jumbish بر 1100 میلیون روپیه و فاز 3 این پروژه بر 4000 میلیون روپیه بالغ گردیده است.

گفتنی است که از کل این اعتبارات مبلغ 200 میلیون روپیه توسط دولت نروژ هزینه گردیده است.

2- پروژه Shksha karmi

پروژه فوق که از آن تحت عنوان پروژه (SKP) یاد می گردد از سال 1987 و با حمایت آژانس بین المللی توسعه همکاری های سوئد (SIDA) به مورد اجرا درآمده است.

هدف غائی پروژه فوق، جهانی سازی و ارتقاء سطح کیفی آموزش ابتدایی در مناطق دورافتاده و عقب افتاده روستایی ایالت راجستان با تمرکز عمده بر آموزش دختران می باشد.

به واسطه عدم حضور معلمین کافی در مراکز آموزش ابتدایی به عنوان مانعی بر سر راه نیل به هدف جهانی سازی آموزش ابتدایی (UEE)، طی پروژه فق سیاست جانشینی معلمین قدیمی با معلمین جوان محلی که از آن ها تحت عنوان Shiksha karmi یاد می گردد با برنامه های آموزش منسجم تر و نظارت گسترده تر به مورد اجرا درآمد. لازم به ذکر است ک این پروژه، به طور کامل از محل اعتبارات خارجی (آژانس بین المللی توسعه همکاری های سوئد (SIDA) طی پرداخت 90 درصدی در مرحله اول (فاز 1) و پرداخت 50 درصدی طی مرحله دوم (فاز 2) تأمین اعتبار می گردد. این پروژه، با هزینه ای بالغ بر 212 میلیون روپیه جهت اجرای فاز 1 و 490 میلیون روپیه جهت اجرای فاز 2 و با تأکید عمده بر آموزش منسجم و مستمر ضمن خدمت معلمین به مورد اجرا درآمده است. طی پروژه SKP همچنین برنامه های آموزش غیررسمی در مدارس تحت عنوان مدارس Prehar Pathshalas و در قالب جدول زمان بندی مناسب به علاقه مندان ارائه می گردد. گفتنی است که پروژه مذکور در حال حاضر به تربیت تعداد 150 هزار معلم در مدراس رسمی و تعداد 3520 معلم در مدارس Prehar Pathshalas و 4271 معلم (Shiksha karmi) می پردازد.

3- پروژه آموزش ابتدایی Andra Pradesh

پروژه فوق که از آن تحت عنوان پروژه (APPEP) یاد می گردد، در جنوب ایالت Andra Pradesh جهت ارائه برنامه های آموزش ابتدایی به ویژه دختران که تنها 34 درصد از آنان از نعمت سواد برخوردار می باشند و تربیت معلمان متخصص و گسترش فعالیت های احداث مدارس به مورد درآمده است.

در این پروژه بالغ بر 80 هزار معلم در 23 منطقه در 3 هزار مرکز آموزش معلمان تحت تعلیم قرار گرفته اند. لازم به ذکر است که پروژه فوق، با هزینه ای بالغ بر 1000 میلیون روپیه در قالب طرح هشتم توسعه کشور از محل اعتابارت ملی کشور انگلستان به مورد اجرا درآمده است.

3- پروژه آموزش پایه Uttar Paradash

پروژه مذکور که در قالب طرح آموزش همگانی توسط دولت ایالتی Uttar Paradash در ژوئن سال 1993 به مورد اجرا درآمد مورد حمایت مالی بانک جهانی قرار گرفت. پروژه فوق در حال حاضر در 12 ناحیه از کشور اجرا می گردد. لازم به ذکر است که اجرای این پروژه در آینده نزدیک به 15 منطقه کشور افزایش خواهد یافت. این پروژه با هزینه کلی 7288 میلیون پوند و در طی مدت زمان 7 سال به اجرا درآمده است. آژانس توسعه بین المللی سوئد (IDA) و بانک جهانی مشترکا تا میزان 1/163 میلیون دلار آمریکا از هزینه های این پروژه را تأمین نموده اند. گفتنی است که 13 درصد هزینه های کلی پروژه مذکور نیز از محل سهم بودجه دولتی ویژه دولت های ایالتی به این پروژه اختصاص یافته است. اولین دوره تربیت ضمن خدمت معلمان که در قالب پروژه فوق به اجرا درآمد در اکتبر سال 1995 پایان پذیرفت.

لازم به ذکر است که طی این دوره 40 هزار معلم تحت تعلیم قرار گرفتند.

5- پروژه آموزشی Bihar

پروژه آموزشی Bihar که از آن تحت عنوان پروژه (BEP) یاد می گردد در سال 1991 با هدف ارتقاء سطح کیفی و کمی نظام آموزش ابتدایی در ایالت بیهار هندوستان به مورد اجرا گذارده شد.

در پروژه مذکور تأکید عمده ای بر تحت پوشش قرار دادن مناطق محروم و عقب افتاده معطوف گردیده است. از جمله مهم ترین سیاست های پروژه فوق می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

· اجرای پروژه در 7 منطقه کشور

· برقراری ارتباط مستحکم میان پروژه آموزشی Bihar و نظام آموزشی کشور

· تأکید عمده بر آموزش سطوح i-v

· تأکید عمده بر آموزش معلمان و مطالعات دوره ای

دومین مرحله (فاز 2) پروژه به مدت 2 سال در حال انجام می باشد. مبلغ هزینه شده کل طی فاز 2 پروژه که طی سال های 98-1996 به مورد اجرا گذارده شد بر 613 میلیون روپیه بالغ می گردد که توسط سازمان UNICEF، دولت هند و دولت ایالتی بیهار به نسبت 1/2/3 تأمین گردیده است. گفتنی است که مبلغی بالغ بر 3600 میلیون روپیه جهت اجرای فاز 1 و 2 پروژه فوق هزینه گردیده است.

6- پروژه آموزش ابتدایی منطقه ای

پروژه مذکور که در نوامبر سال 1994 به مورد اجرا درآمد به عنوان طرح پیشروی ارتقاء نظام آموزش ابتدایی در کشور هند مطرح می باشد.

هدف غائی پروژه فوق عملیاتی نمودن راهبردهای استراتژیک جهت نیل به سیاست جهانی سازی آموزش ابتدایی و گسترش این برنامه ها به مناطق دورافتاده و محروم کشور است. در این پروژه تجارب و ایده های مثبت و کارآمد چندین ایالت مدنظر قرار گرفته است. از جمله مهم ترین اهداف پروژه DPEP می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

· تدارک برنامه های آموزش ابتدایی جهت دسترسی کلیه کودکان هندی به آموزش های اولیه در نظام آموزش رسمی یا آموزش غیررسمی (NFE)

· کاهش نرخ افت تحصیلی به کمتر از 5 درصد و افزایش نرخ ثبت نام و پیشرفت تحصیلی

· افزایش متوسط پیشرفت دانش آموزان در سطوح آموزش پایه به ویژه آموزش ابتدایی تا سقف 40 درصد

گفتنی است که 85 درصد از هزینه پروژه مذکور توسط دولت هند و باقی مانده هزینه ها توسط دولت های ایالتی تأمین می گردد. آژانس توسعه بین المللی (IDA) بالغ بر 260 میلیون دلار به اجرای فاز اول و 425 میلیون دلار جهت اجرای فاز 2 پروژه اختصاص داده است. اتحادیه اروپا (Eu) نیز به تأمین هزینه تا سقف 150 میلیون دلار مبادرت نموده است. این در حالی است که اعتبارات هزینه شده توسط دولت هلند جهت اجرای این پروژه بر 8/25 میلیون دلار بالغ می گردد. نخستین مرحله از پروژه فوق در 42 منطقه کشور در ایالات Assam، Haryana، Karnatalea، Kerala، Maharashtr، Tamilnadu و Madhya Pradesh به مورد اجرا گذارده شد. طی فاز 2 پروژه نیز این طرح در 80 منطقه متعلق به ایالات Orissa، Himachal Pradesh، Andhra Pradesh، West bangal، Httar Pradesh و Gujarat و ایالات فاز 1 به مورد اجرا گذارده شد.

7- طرح ملی تغذیه رایگان

طرح مذکور با عنوان طرح ملی تغذیه رایگان دانش آموزان مقطع آموزش ابتدایی در 15 آگوست سال 1995 در جهت ارتقاء نرخ ثبت نام و ابقاء تحصیلی دانش آموزان به ویژه دانش آموزان خانواده های کم درآمد و محروم به مورد اجرا گذارده شد. طرح مذکور طرحی ملی است که به مدت کوتاهی در سراسر مدارس ابتدایی کشور به مورد اجرا درآمد. طبق طرح مذکور کلیه دانش آموزان سطوح i-v  آموزش طی سال های 1997 تا 1998 از تغذیه رایگان در مدارس بهره مند گردیدند. در طول سال 96- 1995 بالغ بر 378 منطقه، 225 هزار مدرسه و 33 میلیون کودک هندی با هزینه ای بالغ بر 412/4 میلیون روپیه تحت پوشش این طرح قرار گرفتند. طی سال 97-1996 دامنه طرح مذکور گسترش یافته و 4/55 میلیون دانش آموز را تحت پوشش قرار داد. گفتنی است که طی طرح اخیر بالغ بر 110/8 میلیون روپیه هزینه گردید. طی مرحله 3 طرح مذکور که طی سال 98-1997 به مورد اجرا درآمد بالغ بر 110 میلیون دانش آموز کلاس های مقطع آموزش ابتدایی تحت پوشش قرار گرفتند. در پایان طرح مذکور گزارشات رضایت بخشی از افزایش نرخ ثبت نام و ابقاء تحصیلی دانش آموزان در مدارس مشهود بوده است.

تمرکززدایی آموزشی

طرح تمرکززدایی آموزشی از مقطع آموزش ابتدایی بخشی از سیاست ملی کشور هند طی سال 1986 به شمار می آید. طرح مذکور توسط کمیته های تحت عنوان کمیته های آموزش روستایی (VECs) در جهت مدیریت هر چه بهتر آموزش ابتدایی در کشور به مورد اجرا درآمده است.

طرح مذکور با هدف اجرای سیاست های خانواده محور و کودک محور در حوزه آموزش به ویژه آموزش ابتدایی و دستیابی کلیه کودکان به امکانات آموزش مناسب در مدارس رسمی یا غیررسمی و ادامه تحصیلات در این مراکز می باشد.

با توجه به اطلاعات می توان پی برد که نرخ ثبت نام طی این دهه نسبتاً ثابت مانده است. این امر بویژه در خصوص ثبت نام دانش آموزان پسر در کلاس های ابتدایی صحّت دارد. این در حالی است که ارقام ثبت شده برای دختران نشان دهندة رشد 6 درصدی در نرخ ثبت نامی آنان می باشد. این امر احتمالاً به چند عامل بستگی دارد. یکی از دلایل، عدم ثبت نام از کودکان در سنین معین می باشد. گفتنی است که شرایط سنی از ایالتی به ایالت دیگر کشور متفاوت می باشد. در ایالت کِرالا و تامیل نادو از 60 درصد از کودکان رده سنی 5 سال در کلاس های اوّل ابتدایی ثبت نام به عمل می آید. این در حالی است که اکثر ایالات کشور در سن 6 سالگی از کودکان در کلاس های ابتدایی ثبت نام به عمل می آید. در برخی از ایالات کشور نیز این سن 7 سال تمام بوده است. این امر می تواند از دو عامل تأثیر پذیرفته باشد:

.  عدم آمادگی مدارس جهت ارائه خدمات آموزشی

.  نرخ رو به رشد نسل جدید یادگیرندگان در کشورهای عقب افتاده

علاوه بر این برخی ایالات نیز با پیروی از چندین طرح جدید به ثبت نام از کودکان رده های سنی بالاتر در این کلاسها مبادرت می نمایند که این امر خود ترکیب سن آموزش را تحت تأثیر قرار می دهد.

در کل می توان گفت که از 30/90 درصد نرخ ناخالص ثبت نام (GER) در مدارس ابتدایی (5/98 درصد پسر و 5/81 درصد دختر)، تنها 7/71 درصد به نرخ خالص ثبت نام تعلق دارد. (7/77 درصد پسر و 64 درصد دختر). 17 ایالت کشور از پائین تر میانگین ملی برخوردارند و این درحالی است که 15 ایالت دیگر از سهمی از بالاتر از میانگین ملّی برخوردار می باشند. مطابق آمار ارائه شده کشور هندوستان جهت جذب کلیه کودکان به مدارس چالش بزرگی پیش رو دارد. اگر از زاویه دیگر به این موضوع نگاه کنیم متوجه می شویم که طی دهة 90 نرخ نام نویسی ناخالص از پسران و دختران (در مقطع ابتدایی) به حال  ثابت درآمده است. طی این دهه آمار افرادی که در سنین بالا یا پائین تر از معیار تعیین شده در کلاس های ابتدایی ثبت نام نموده اند رو به کاهش گذارده است. در نمودارهای آماری نرخ نام نویسی خالص و میزان حضور دانش آموزان در مدارس نشان داده شده است. از این آمار و ارقام می توان به دو موضوع پی برد:

 اوّل اینکه نرخ پائین ثبت نام در کلیه بخش های کشور معضل محسوب نمی گردد. اغلب ایالات کشور حتی ایالاتی که زیر خط توسعه قرار داشته اند. (همانند ایالت مدهیاپرادش 1/88 درصد) آمار بالایی از نرخ نام نویسی خالص (80 درصد) ارائه داده اند. با این وجود برخی از ایالات کشور من جمله جامووکشمیر، ناگالند، آتارپرادش و تنگال غربی با مشکلات جدی روبرو می باشند. دوّم اینکه اگر چه نرخ دخترانی که از آنها ثبت نام به عمل آمده طی چند سال اخیر روبه افزایش گذارده است، اما شکافی که میان این دوجنس (دختر و پسر) وجود داشته همچنان به قوت خود باقی است. آمارها نشان می دهند که در ازای دخترانی که در رده های سنی 14-6 سال ثبت نام نموده اند، دخترانی نیز به همان تعداد و در همان گروه سنی خارج از مدارس به سر می برند. در ایالاتی چون بیهار، جامووکشمیر، راجستان، آتار پرادش این مشکل توجه عمده ای را می طلبد. در آتارپرادش از تعداد 11 دختر حتی 2 نفر نیز در مدارس ابتدایی حضور نمی یابند.

با توجه به مشکلات منطقه ای، شکاف جنسی و مشکل رشد جمعیت، دولت مرکزی و دولت های ایالتی معیارهای جدیدی را در این خصوص وضع نمودند که از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

الف- معیارهایی که از قبل برای اندازة جمعیت و راه اندازی امکانات آموزشی در سکونت گاه های کوچک اتخاذ گردیده بود، دچار تغییراتی گردید. این تغییرات همانگونه که در ارقام ارائه شده در ایالات مدهیاپرادش و آندهراپرادش نتایج مثبتی در برداشته است (گفتنی است که اکثریت جمعیت این دو ایالت در مناطق سکونتی تپه ای و به صورت اقلیت قومی سکنی گزیده اند).

ب- احداث مدارس و اجرای طرح های آموزشی من جمله پروژه های لاک جامبیش راجستان از جمله عمده تلاش هایی بود که موفقیت هایی در این زمینه نیز کسب نمود.

ج- استراتژی سومی که در جهت افزایش نرخ ثبت نام وحضور کودکان در آموزش ابتدایی و کاهش ناهمگونی میان بخشهای مختلف اتخاذ گردید، طرح تمرکززدایی آموزش بود. با توجه به اینکه ناهمگونی ها در سطح ایالات فوق العاده زیاد بوده و با توجه به اینکه طرح های ایالتی قادر به پاسخگویی به ملاحظات ملی نمی باشند از این روی  DPEP که بیش از 200 حوزه را تحت پوشش قرار داده است به اتخاذ سیاست جدیدی در جهت برنامه ریزی های آموزش ابتدایی مبادرت نموده است.

مقطع آموزش متوسطه

به طور اساسی در کلیه کشورهای جهان آموزش متوسطه از نقش بسیار مهم حساس و سرنوشت سازی در آینده فرد و اجتماع برخوردار می باشد. در این دوره از یک سو پی ریزی آموزش علوم و تکنولوژی عمیق تر از دوره قبل مورد توجه قرار گرفته و دانش آموزان آمادگی لازم جهت ورود به دوره های عالیتر آموزشی بهره مند می گردندو از سوی دیگر به عنوان یکی از اعضای جامعه به کسب مهارتهای اجتماعی و بازار کار مبادرت می نماید. در واقع آموزش متوسطه پلی است که آموزش ابتدایی را به آموزش عالی دوره های فنی و حرفه ای و یا ورود به بازار کار و زندگی اجتماعی متصل می نماید. بر اساس خط مشی جدید آموزش نظام آموزش متوسطه در هند از چهارده سالگی آغاز شده و تا مدت چهار سال ادامه می یابد . به عبارت دیگر این دوره از پایه نهم آغاز شده و تا پایه دوازدهم ادامه می یابد . این دوره نیز از دو دوره آموزشی دو ساله مقدماتی و تکمیلی متصل میگردد. در برنامه ریزی مقطع مقدماتی متوسطه بر دروس عمومی و پایه متمرکز میگردد. در صورتی که در مقطع تکمیلی متوسطه برنامه ریزی درسی بر دروس تخصصی تاکید دارد . به طور کلی برنامه های درسی این دوره که دروس ریاضیات،علوم،تکنولوژی، علوم اجتماعی، تربیت بدنی و بهداشت،آموزش هنر، مهارتهای حرفه ای ، کار تجربی و آموزش زبانهای هندی،انگلیسی و زبانهای محلی مشتمل میگردد. کتابهای درسی به زبان انگلیسی تالیف می شوندو از آنجائیکه زبان اداری و دیوانی این کشور انگلیسی است به زبان انگلیسی نیز تدریس می گردد.

بر اساس گزارش وزارت توسعه منابع انسانی تعداد مدارس دوره چهار ساله آموزش متوسطه از 416،7 مدرسه طی سال 1950 به 436،112 مدرسه طی سال 1999 بالغ می گردد. تعداد معلمان این دوره نیز از 000،127 نفر طی سال 1950 به 878،747،1 نفر طی سال 1999 افزایش یافته و تعداد دانش آموزان نیز در این دوره به 27,767,449 نفر بالغ می گردد. بررسی و مقایسه آمارهای موجود روشن می سازد که کشور هند به رغم ازدیاد جمعیت، بویژه در رده های سنی کودکان لازم التعلیم و فقدان منابع طبیعی استراتژیک من جمله نفت و گاز توفیق فراوانی در فراهم سازی امکانات و سرمایه گذاری های مالی وانسانی در زمینه آموزش بویژه برای کودکان طی 5 دهه اخیر داشته است. به نحوی که نسبت ثبت نام دانش آموزان از 33/18 درصد درزمان استقلال بر 14/92 درصد افزایش یافته است.

سیستم امتحانی و مدارک تحصیلی

ارزشیابی تحصیلی در نظام آموزشی هند از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد. به طور علمی ، درتمامی ایالت های کشور سطوح تحصیلی به کلاسها یا پایه های متعدد تقسیم شده و ارتقا از یک پایه به پایه بعدی متوسط به نتیجه ارزشیابی نهایی در پایان سال تحصیلی است. در سطح آموزش ابتدایی ، آزمون ها از انعطاف کافی برخوردار بوده و به صورتی داخلی و در سطح مدرسه ای برگزار می گردد. این مقطع سیاستهای آموزشی به گونه ای است که کلیه دانش آموزان به گذراندن کلاسهای اول تا پنجم با موفقیت بدون نیاز به تکرار پایه مبادرت می نماید. مدارک دوره هشت ساله آموزش ابتدایی توسط مدارسی صادر شده و از اعتبار کافی و جهت ورود به آموزش متوسطه برخوردار می باشد. مسئولیت اجرای آزمونها مقطع متوسطه در پایه های نهم و یازدهم از جمله وظایف مدارسی به شمار آمده و این در حالی است که مسئولیت اجرای ارزشیابی در پایه های دهم و دوازدهم این دوره به عهده هیات مدیره آموزش متوسطه ایالتی می باشد. به طور معمول هیات مدیره آموزش متوسطه به اجرای این وظیفه از طریق برگزاری آزمونهای علمی و سئوالات استاندارد شده مختلف علمی با همکاری معلمان مجرب مبادرت نموده و بر اساس نتایج این آزمونها مدارک تحصیلی برای دانش آموزان موفق صادر میگردد. برخورداری از مدارک صادره در پایه های دهم و دوازدهم جهت ورود به مقطع تکمیلی متوسطه و دوره های عالی فنی و حرفه ای، کالج ها و دانشگاهها و یا جهت استخدام الزامی است.

آموزش معلمان

مدرک مورد نیازجهت تدریس درسطوح مختلف آموزشی

 مقطع آموزش پیش دبستانی: ازجمله مهمترین شرایط لازمه جهت تدریس در مراکز آموزش پیش دبستانی می توان به قبولی درآزمون مقطع متوسطه یا دوره دوم متوسطه ) گذراندن 10 تا 12سال تحصیلی) و گذراندن دوره آموزشی 2-1 ساله اشاره نمود. این درحالیست که در برخی ازدانشگاهها آزمون ورودی جهت ورود به دوره کارشناسی آموزش ازفارغ التحصیلان مقطع کارشناسی به عمل می آید.

 سطح اول :حداقل شرایط لازم جهت تدریس درسطح1 آموزش گذراندن دوره آموزشی10تا 12ساله یا قبولی درآزمون مقطع متوسطه و گذراندن دوره آموزشی 4 ساله دررشته آموزش ابتدایی است.

سطح دوم : حداقل شرایط لازم جهت تدریس در دوره دوم ابتدایی و متوسطه ( پایه 12-6 ) فارغ التحصیلی ازدانشگاه دررشته های علوم ، علوم اجتماعی ، علوم انسانی ، تجارت و کشاورزی وگذراندن دوره آموزشی 1 ساله می باشد.

مواد آموزشی

ازجمله مهمترین مواد آموزشی مراکز آموزش معلمان می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1- واحدهای پایه( 20 % ) : آموزش تاریخچه هند – روانشناسی آموزش

2- واحدهای تخصصی( 30%): آموزش زبان ( زبان مادری و زبان انگلیسی)– آموزش ریاضی- آموزش علوم طبیعی– آموزش علوم انسانی– آموزش بهداشت و تربیت بدنی– آموزش هنر– آموزش عملی

3- واحدهای تخصصی فوق العاده ( 10%) : آموزش علوم / آموزش علوم اجتماعی و گزینش یکی از دروس آموزش بزرگسالان، آموزش غیر رسمی، آموزش اجتماعی، آموزش قبایل، آموزش کلاس چندپایه، جمعیت شناسی، آموزش استثنایی، تکنولوژی آموزشی

4- واحدهای کارورزی( 40%) : کارعملی– مشارکت در آموزش (درکلاسهای ابتدایی و دوره دوم ابتدایی)

 مدت زمان تدریس

 -  4/1 درصد از معلمین 31 تا 35 ساعت در هفته

-        بیش از 4/1 درصد نزدیک به 36 ساعت در هفته

-        2/1 درصد نزدیک به 31 تا 40 ساعت در هفته ( در دوره دوم ابتدایی)

-        12 درصد بیشتر از 40 ساعت در هفته (در دوره دوم ابتدایی)

دوره های آموزش ضمن خدمت

 برنامه های آموزش ضمن خدمت خود از دوره های آموزشی به شرح ذیل متشکل می گردد:

دوره 1 آموزش ضمن خدمت با عنوان PMOST که ازسال1986درقالب برنامه های توجیهی برای معلمین مدارس ابتدایی و متوسطه برگزار می گردد.

دوره 2 آموزش ضمن خدمت با عنوان SOPT که ازسال 94-1993 درقالب دوره هایی تحت عنوان برنامه توجیهی ویژه معلمین دوره ابتدایی برگزار می گردد.

اهداف آموزشی

ازجمله مهمترین اهداف آموزشی دوره های آموزش ضمن خدمت می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

- ترغیب معلمین درجهت توجه به علائق آموزشی، دانش آموزان بهره گیری ازسیاست آموزش فراگیرو انجام تحقیقات کاربردی

- ارتقاء سطح کیفی آموزش ابتدایی جهت تعیین حداقل سطح یادگیری ( MLLS)

-آموزش وتشویق معلمین به اتخاذ متدهای آموزشی کودک محور

نسبت تعداد معلمین به دانش آموزان مقاطع مختلف تحصیلی طی سالهای2001-1951

سال تحصیلی

مقطع آموزش ابتدایی سطوح (I-V)

مقطع آموزش مقدماتی متوسطه سطوح (VI-VIII)

مقطع آموزش تکمیلی متوسطه

51-1950

1/24

1/20

1/21

61-1960

1/36

1/31

1/25

71-1970

1/39

1/32

1/25

81-1980

1/38

1/33

1/27

91-1990

1/43

1/37

1/31

96-1995

1/43

1/37

1/32

97-1996

1/45

1/38

1/33

98-1997

1/42

1/37

1/31

99-1998

1/42

1/37

1/31

2000-1999

1/43

1/38

1/32

2001-2000

1/43

1/38

1/32

 

نرخ حضور معلمین

طی چندین سال اخیربیش از2میلیون معلم دردوره های آموزشی ضمن خدمت حضوریافته اند.لازم به ذکر است که از این تعداد بالغ بر 8/1 میلیون نفردردوره آموزشی 1(طی سال های 1990-1986) ودرحدود450000 نفردردوره آموزشی 2(طی سال های 1994-1983)حضور یافته اند.

نقش دولت مرکزی در آموزش و پرورش کشور هند:  

در کشور هند مدیریت آموزشی بر عهده وزارت توسعه برقراری منابع انسانی است، که به حفظ استاندارهای ملی و هماهنگ در زمینه‌های مختلف آموزش و پرورش  در سطوح عمومی و عالی مبادرت می‌نماید.

بررسی اجمالی و تاریخی مأموریت‌ها و وظایف و ساختار سازمانی وزارتخانه آموزشی طی 5 دهه اخیر نشان می‌دهد که سیاست تمرکززدایی در آن تحقق یافته است. به نحوی که در حال حاضر اداره آموزش و پرورش به عنوان یکی از توابع وزارت نمود یافته است.

کلاس‌های چند پایه:  

توسعه کلاس‌های چند پایه در بسیاری از کشورها به عنوان یک ضرورت شناخته‌شده است در هندوستان 77 درصد مجموعه‌ مدارس ابتدایی، چند پایه هستند.

 این امر از عوامل متعددی ناشی شده است؛ از جمله مسائل جغرافیایی (نواحی صعب‌العبور، فقدان حمل و نقل آسان، پراکندگی مناطق و... ) عوامل جمعیت‌شناسی (نواحی کم‌جمعیت) کمبود کلاس درس مهاجرت و جابه‌جایی ( قبایل چادرنشینی و مهاجران موقت) و وضع نامناسب مردم ازنظر اقتصادی و فرهنگی ( نیاز به نیروی کار کودکان و ضروری نداشتن آموزش دختران).

زبان آموزش:  

در اکثر ایالات، زبان مادری یا زبان محلی به عنوان واسطه آموزشی مورداستفاده قرار می‌گیرد، این درحالی است که تسهیلات آموزشی و سایر امکانات از مکانی به مکان دیگر متفاوت است.

علاوه بر مناطقی از کشور که مردم‌شان به زبان هندی تکلم می‌نمایند در اکثر ایالت‌های غیرهندی زبان، آموزش زبان هندی اجباری است که این آموزش اجباری زبان هندی از ایالتی به ایالت دیگر متفاوت است.

آموزش زبان انگلیسی هم در تمامی ایالت به غیر از ایالت بیهار، اجباری است. با این‌که آموزش زبان انگلیسی در اکثر مدارس اجباری است، باز هم از ایالتی به ایالت دیگر متفاوت می‌باشد.

مقایسه مختصر آموزش و پرورش ایران و هند - برنامه درسی ملی

آموزش معلمان و مقایسه آموزش وپرورش کشور هند و ایران – بررسی برنامه درسی ملی 

کسانی که می خواهند در دوره ی ابتدایی در کشورهند تدریس نمایند باید از دانشگاه در رشته های علوم ،علوم اجتماعی ،علوم انسانی ،تجارت و کشاورزی فارغ التحصیل شوند ودوره ی  یکساله آموزش را گذرانده باشند  این در حالی است که در ایران آماده سازی معلمان در مراکز تربیت معلم که به صورت سازمان مجهز آموزشی در آمده اند صورت میگیرد و اشتغال به حرفه ی معلمی در ایران مستلزم قبولی در دانشگاه تربیت معلم واحراز شرایط گزینش و موفقیت در مصاحبه هنگام ورود به دستگاه آموزش وپرورش میباشد .

دوره های آموزش ضمن خدمت

دوره های آموزش ضمن خدمت در هند در جهت توجه به علایق آموزشی وانجام تحقیقات کاربردی ،ارتقاء سطح کیفی آموزش ابتدایی و آموزشی و تشویق معلمان انجام می گیرد این در حالی است که درایران آموزش در دو شکل پیش از خدمت (تحصیل در مراکز تربیت معلم )و ضمن خدمت انجام می گیرد گه در آن از روشهای حضوری و غیرحضوری و مکاتبه ای و... استفاده میشود و آموزش ضمن خدمت در ایران در جهت بالا  بردن سطح علمی معلمان انجام می شود ودرپایان دوره به آنان گواهی نامه ی ضمن خدمت اعطا می شود.

ساختارنظام آموزشی ایران و  هند

در ساختار آموزشی کشور هند تمرکز عمده بر بعدوسیع ارائه خدمات آموزشی و اهمیت ساختار ،سازماندهی و ارتقاء آن استوار میباشد بعلاوه ساختار سیستم آموزشی هندوستان به رشد آموزشی مناطق مختلف کشور و برقراری رقابتهای آموزشی این مناطق تاکید دارد که هر ایالت طراحی و تنظیم ساختار نظام آموزشی خودرا برعهده دارد  آموزش در هندوستان از سن پنج سالگی آغاز شده واز سه مرحله ی ابتدایی ،متوسطه وعالی تشکیل می گردد وسن ورود دردوره ی ابتدایی  5سال می باشد .و نظام آموزشی در ایران طبق سند تحول 6 سال در دوره ی ابتدایی ،3 سال در دوره ی راهنمایی و3سال هم دوره ی متوسطه است.

لازم به ذکر است که آموزش عمومی در هر دو کشور به مد ت 12 سال است که در هر دو کشور به صورت رایگان بوده وهمه ی افراد بایدآموزش عمومی  را بگذرانند. ودر 4 ایالت هندوستان آموزش پایه فقط در دوره ی ابتدایی می باشد ودر 8 ایالت دیگر دوره ی آموزش پایه کلیه ی مقاطع آموزشی را شامل می شود.

تعداد روزهای درسی دردوره ی ابتدایی در هردو کشور (ایران وهندوستان )بالغ بر 200روزدر سال می باشد .

مدت زمان تدریس در دوره ی ابتدایی در ایران 24ساعت درتمام پایه ها ،ولی درهند براساس پایه ها مدت  زمان تدریس متفاوت است .

برنامه درسی ملی

برنامه درسی به کلیه فعالیت ها و فرصت هایی که زمینه یادگیری را فراهم می کند اطلاق می شود و برنامه درسی ملی سندی است که نقشه کلان برنامه درسی و چارچوب نظام برنامه ریزی درسی کشور را به منظور تحقق اهداف آموزش و پرورش نظام جمهوری اسلامی ایران تعیین و تبیین می نماید