عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات برنامه درسی و نوآوریهای آموزشی، در یادداشتی به مناسبت بازگشایی مدارس، از مدیران مدارس به عنوان ققنوسهایی یاد کرده است که در میانه دشواریهای موجود، با تکیه بر ایمان به کودک و آینده، چراغ دانایی و امید را در مدارس ایران روشن نگه میدارند.
به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی؛ حیدر تورانی عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات برنامه درسی و نوآوریهای آموزشی، در یادداشتی به مناسبت بازگشایی مدارس و آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۶–۱۴۰۵، با عنوان «هزاران ققنوس در خط مقدم دانایی»، به روایت شرایط متفاوت آغاز سال تحصیلی و نقش مدیران مدارس در پاسداری از امید، دانایی و آینده کودکان و نوجوانان پرداخته است.
سال تحصیلی ۱۴۰۶–۱۴۰۵ برای مدارس ایران، یک سال معمولی نیست؛ لحظهای تاریخی است. همه مردمان این سرزمین، بهگونهای، با جنگی وجودی و تمدنی مواجه شدهاند و همچنان درگیر آناند. دانشآموزان، معلمان و خانوادهها، هر یک به شیوهای با این جنگ زیستهاند و در حال زیستناند.
مدارسی مستقیماً و عامدانه هدف حمله مدعیان مدنیت و حقوق انسانی قرار گرفتهاند و صدها دانشآموز و معلم، دیگر نیستند تا شور و شوق آغاز سال تحصیلی را دوباره تجربه کنند. نیمکتها و صندلیهای مدرسه تا ابد چشمبهراه آنان خواهند ماند.
این جنگ تحمیلی و تمدنی، اقتصاد مدارس را نیز با دشواری مواجه کرده است. خانوادههای بسیاری توان تحمل هزینههای مضاعف را ندارند و آموزشوپرورش نیز آمادگی افزایش سرانه مدارس را ندارد. در چنین روزگاری، اهریمنان یأس، به کمین نشستهاند تا از خاموش شدن شعله دانایی در سرزمین مدرسه، هلهله سر دهند.
اما آنان یک چیز را نشناختهاند: مدرسه ایرانی را.مدرسه ایرانی، با همت مدیران خود، آماده است تا ققنوسوار از میان خاکستر دشواریها برخیزد و آتش دانایی و امید را برای کودکان و نوجوانان این سرزمین پاسداری کند.مدیران مدارس، با درک شرایط، با ایمان به حقیقت، تعهد به دانایی و ایدههای منحصربهفرد خود، در حال آمادهسازی مدارس برای استقبال از دانشآموزاناند.
آنچه در واقعیت جاری است، همین ایدههای زمینهمند و بافتارمندِ امیدآفرینی است؛ ایدههایی که با حداقل امکانات در دسترس و حداکثر احساس مسئولیت، طراحی و اجرا میشوند.مدیرانی که نداری را با پوست و گوشت و استخوان میزیند، اما نمیگذارند کودکان، تلخی آن را زندگی کنند؛ شبیه همان مادری که وقتی چیزی برای پختن نداشت، دیگ آب را بر اجاق خانه میگذاشت تا کودکانش حس نداشتن را نفهمند. امروز نیز مدیر مدرسه، دیگ امید را بر اجاق مدرسه بار گذاشته است.
در آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۶–۱۴۰۵، در میانه این نبرد تمدنی، به احترام و وقار هزاران مدیر مدرسهای که عاشقانه و مسئولانه دروازههای مدرسه و کلاسهای درس را به روی کودکان و نوجوانان این سرزمین میگشایند، باید ایستاد و تعظیم کرد؛ مدیرانی که در بیرون لبخند میزنند و در درون، خشم مقدس و بغض نداشتهها را فرو میخورند.این فروخوردن، از جنس یأس و تسلیم نیست؛ از جنس فهم عمیق امر تربیتی است. آنان میدانند کودک نباید بار سنگین رنج بزرگسالان را بر دوش بکشد و مدرسه، حتی در سختترین روزها، باید پناهگاه امید و آینده باشد.
هزاران مدیر مدرسه، امروز در خط مقدم نبرد با اهریمن یأس، ناامیدی، نکبتپراکنی و کج اندیشی ایستادهاند؛ بیهیاهو، بیادعا و با کمترین امکانات، اما با بزرگترین سرمایه: ایمان به کودک و آینده.چه باشکوه و اسطورهای جلوهگر شدهاند مدیران مدارس ایرانی در سال تحصیلی ۱۴۰۶–۱۴۰۵؛ققنوسهایی که نمیگذارند چراغ دانایی ایران خاموش شود.