امروز میخواهم یکی دیگر از گلهای سرزمین بزرگمان ایران را معرفی کنم؛ یکی از همان گلهایی که در مقابل تندبادهای مسموم و هیولاها ایستاد، تا دیگر گلهای باغچه بزرگ ایرانمان در آسایش و امنیت زندگی کنند: شهید سردار سرلشکر غلامعلی رشید.
به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی؛ گُلی از گلهای باغچه سرزمینمان؛ رشید!، يادداشتی به قلم اصغر فكور چاپشده در هفتمين شماره از مجله رشد نوجوان در فروردين ماه 1405 است كه در ادامه باهم میخوانيم.
سلام دوست خوبم!
بیمقدمه بگویم! امروز داشتم به باغچه پدربزرگم فکر میکردم؛ باغچهای که هیچوقت به یاد ندارم خالی از گلهای رنگارنگ بوده باشد. مثلاً فکر کن، حتی توی پاییز هم دهها بوته گل داشت؛ و از آن مهمتر، حتی در زمستانهای سرد و سوزان هم این بوتههای گل دیده میشدند!
بله، حق داری تعجب کنی! اما واقعیت این است باغچه پدربزرگ من پر از بوتههای گلهایی بود که بعدها فهمیدم اسم آن «گُلِ یخ» است. این گلها علاوه بر ظرافت و زیبایی، در مقابل سختترین زمستانها مقاومت میکنند و بیاهمیت به سردی هوا، غنچه میدهند و غنچهها شکوفا میشوند!
حالا منظورم از گفتن این خاطره چیست؟ بگذار راحتتر با هم حرف بزنیم! موافقی؟ من در ذهنم آن باغچه بزرگ را به کشور عزیزمان ایران تشبیه کردم. باغچهای که به هر طرفش نگاه میکنی، گلی زیبا در حال شکفتن است!
رویش این گلها از ازل در باغچه ایرانمان بوده است و تا ابد به رشد و شکوفایی ادامه خواهد داد. باور کن این باغچه هرگز در مقابل زمستانهای سیاه و تندبادهای سوزان از بین نرفته است؛ هرچند بارها در میدان مبارزه با هیولاهای زمستان که به باغچه هجوم آوردهاند، گلهای زیادی پرپر شدهاند!
راز این ماندگاری چیست؟
اگر هنوز مانده و گلهای زیبا میدهد، اگر هنوز در مقابل زمستانهای سخت و تندبادهای مسموم دوام آورده، به این دلیل است که تو از آن محافظت میکنی. تویی که غنچه این باغچه بزرگ هستی و در آینده گُلی از گلهای سرزمینمان خواهی شد؛ قوی و با صلابت!
امروز میخواهم یکی دیگر از گلهای سرزمین بزرگمان ایران را معرفی کنم؛ یکی از همان گلهایی که در مقابل تندبادهای مسموم و هیولاها ایستاد، تا دیگر گلهای باغچه بزرگ ایرانمان در آسایش و امنیت زندگی کنند: شهید سردار سرلشکر غلامعلی رشید.
زندگی رشید
غلامعلی رشید سال ۱۳۳۲ در استان خوزستان، شهر دزفول به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در همین شهر ادامه داد. هجدهساله بود که از ظلم و ستمهای رژیم پهلوی آگاه شد. آشنایی او با جوانهای انقلابی باعث شد تا مبارزهاش را شروع کند.
مدتی بعد به دلیل فعالیتهای انقلابی توسط رژیم شاه دستگیر و به زندان اهواز منتقل شد. زندان فرصتی برایش به وجود آورد تا با جوانان پرشور و انقلابی دیگری آشنا شود. بعد از آزادی با همین جوانان به گروه انقلابی منصورون ملحق شد.
فعالیتهای انقلابی او ادامه داشت، تا اینکه دوباره دستگیر و به یکی از زندانهای تهران منتقل شد. آزادی او همزمان بود با پیروزی انقلاب اسلامی. حالا او این فرصت را داشت که به جمع پاسداران انقلاب بپیوندد و از آرمانهای دین و کشورش محافظت کند.
هنوز مدتی از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود که تندباد مسموم ارتش بعثی عراق به کشور وزیدن گرفت. غلامعلی به جبهههای جنگ رفت و مدتی بعد بهعنوان فرمانده قرارگاه فتح انتخاب شد. به همین ترتیب در سالهای جنگ در لباس خدمت کنار رزمندگان بود.
غلامعلی از سال ۱۳۶۵ تا سال ۱۳۶۸، به دلیل رشادتهایش بهعنوان معاون عملیاتی کل سپاه پاسداران انتخاب شد. از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۸ نیز معاونت اطلاعات و عملیات ستاد کل نیروهای مسلح را به عهده گرفت.
شهید سرلشکر غلامعلی رشید در رشته جغرافیای سیاسی تحصیلکرده بود. او بعد از دریافت مدرک کارشناسی ارشد، با ادامه تحصیل موفق به اخذ مدرک دکترا از دانشگاه تهران شد. موضوع پایاننامه دکترای وی «نقش عوامل ژئوپلیتیک در تدوین راهبرد دفاعی» بود. او همچنین بهعنوان دانشیار دانشگاه عالی دفاع ملی و عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع) فعالیت داشت و در تربیت نسل جدید فرماندهان نظامی نقشی مؤثر ایفا کرد. همزمان نیز، مسئولیت معاونت امور دفاعی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی را بر عهده داشت.
شایستگی غلامعلی رشید، هوش سرشار، تجربه، اخلاص و آگاهی او در حوزههای گوناگون سیاسی و نظامی باعث شد که با حکم رهبر انقلاب، در سال ۱۳۹۵ بهعنوان فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) منصوب شود.
شرح خدمات این شهید به کشور عزیزمان ایران در این صفحه نمیگنجد. سردار شهید قاسم سلیمانی درباره وی گفته بود: «ایشان کشفکننده خیلی از فرماندهانی به حساب میآید که حالا در نیروهای مسلح وظایف سنگینی را عهدهدار هستند!»
سردار سرلشکر غلامعلی رشید عاقبت بعد از سالها خدمت به کشور عزیزمان، با طرح و توطئه آمریکا و مهرههای پوسیده کشور جعلی اسرائیل، در سحرگاه روز بیستوسوم خرداد ۱۴۰۴، با حمله پهپادی به منزلش، همراه با فرزندش عباس، به خیل شهدایی پیوست که همواره از آنها یاد میکرد.
اکنون او بهظاهر در کنار مردمان سرزمینش نیست، اما باغچه بزرگ و پرگل ایران، هر روز بیشتر و بهتر از دیروز به پرورش مردانی چون شهید غلامعلی رشید همت گماشته است.
دوست خوبم!
هیولاها میدانند که کشور بزرگ ما جایگاه پرورش انسانهای بزرگ است. هیولاها انسانها را دوست ندارند. دست در دست هم بگذاریم و بخواهیم انسانهای بزرگ و ارزشمندی برای کشورمان باشیم!
به امید خدا
