به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی؛ یادداشت زیر به قلم حسن آقابابایی، مدیرکل دفتر برنامهریزی و تألیف کتابهای درسی فنیوحرفهای و کاردانش سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی نگاشته شده است.
طیف شایستگی؛ از نور واحد تا رنگینکمان توانمندیهای حرفهای
در یادداشت پیشین، شایستگی حرفهای با استعاره «نور» تبیین شد. در آن نوشتار استدلال شد که شایستگی نه صرفاً دانش است، نه مهارت و نه نگرش؛ بلکه حاصل تعامل و ترکیب این سه مؤلفه است. همانگونه که نور از برهمکنش عوامل مختلف پدید میآید، شایستگی نیز زمانی شکل میگیرد که دانش، مهارت و نگرش در عمل به یکدیگر پیوند بخورند.اما این پرسش همچنان باقی است که آیا همه شایستگیها یکساناند؟ آیا میتوان شایستگی را پدیدهای واحد و همگن دانست؟ تجربه محیطهای کار و یافتههای پژوهشی نشان میدهد که پاسخ منفی است. افراد بسیاری را میتوان یافت که از نظر فنی بسیار توانمندند اما در کار تیمی، ارتباطات حرفهای یا تصمیمگیری اخلاقی ضعف دارند. در مقابل، افرادی وجود دارند که از مهارتهای ارتباطی و مدیریتی بالایی برخوردارند اما در انجام وظایف تخصصی با محدودیت مواجهاند.
این واقعیت نشان میدهد که شایستگی حرفهای، یک نقطه یا یک مؤلفه منفرد نیست؛ بلکه طیفی متنوع از تواناییها و قابلیتهاست که در کنار یکدیگر عملکرد حرفهای را شکل میدهند. برای فهم بهتر این موضوع میتوان بار دیگر از استعاره نور کمک گرفت.
از نور سفید تا طیف رنگها
در فیزیک، نور سفید در نگاه نخست پدیدهای واحد به نظر میرسد؛ اما هنگامی که از منشور عبور میکند، به رنگهای مختلف تجزیه میشود و نشان میدهد که از مجموعهای از طول موجهای متفاوت تشکیل شده است. هر یک از این رنگها ویژگیها، انرژی و کارکرد خاص خود را دارند.
شایستگی حرفهای نیز چنین وضعیتی دارد. آنچه در ظاهر «شایستگی» نامیده میشود، در واقع ترکیبی از انواع مختلف شایستگیهاست که در موقعیتهای واقعی کار آشکار میشوند. بر اساس ادبیات معاصر آموزشهای حرفهای، این طیف را میتوان در چند دسته اصلی طبقهبندی کرد:
• شایستگیهای فنی و تخصصی؛
• شایستگیهای شناختی و حل مسئله؛
• شایستگیهای اجتماعی و ارتباطی؛• شایستگیهای فردی و خودمدیریتی؛
• شایستگیهای اخلاقی و حرفهای؛
• شایستگیهای فراشناختی و یادگیری مستمر.
به بیان دیگر، مهارت جوشکاری، برنامهنویسی یا حسابداری تنها بخشی از طیف شایستگی را تشکیل میدهد. توانایی کار تیمی، تفکر انتقادی، مسئولیتپذیری، یادگیری از تجربه و سازگاری با تغییر نیز بخشهای دیگری از همین طیف هستند.
خطر «تکرنگی» در آموزشهای مهارتی
یکی از آسیبهای مهم نظامهای آموزش فنیوحرفهای در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، تمرکز بیش از حد بر یک بخش از طیف شایستگی است. میتوان این وضعیت را «تکرنگی شایستگی» نامید.
در این رویکرد، موفقیت آموزشی عمدتاً با میزان تسلط فرد بر مهارتهای فنی سنجیده میشود. نتیجه آن است که هنرجو ممکن است بتواند یک دستگاه را بهخوبی راهاندازی کند یا یک عملیات تخصصی را با دقت انجام دهد، اما در برقراری ارتباط با مشتری، کار گروهی، حل مسائل جدید یا تصمیمگیری اخلاقی با مشکل مواجه باشد.
گزارشهای بینالمللی بازار کار نیز نشان میدهد که بخش مهمی از شکاف میان آموزش و اشتغال ناشی از ضعف در همین شایستگیهای غیرفنی است. کارفرمایان امروز بیش از گذشته به نیروهایی نیاز دارند که علاوه بر دانش و مهارت تخصصی، از توانایی یادگیری، انطباق با تغییرات، خلاقیت، ارتباط مؤثر و مسئولیتپذیری برخوردار باشند.
در عصر تحول دیجیتال و هوش مصنوعی، این موضوع اهمیت دوچندان یافته است. بسیاری از مهارتهای فنی به سرعت تغییر میکنند و بخشی از آنها توسط فناوری جایگزین میشوند. آنچه ماندگارتر است، توانایی یادگیری مجدد، حل مسئله، تفکر انتقادی و سازگاری با شرایط جدید است.
رنگهای نامرئی شایستگی
همانگونه که در طیف نور، فرابنفش و مادون قرمز با چشم دیده نمیشوند اما آثار مهمی دارند، در شایستگی نیز ابعادی وجود دارند که در آزمونهای متداول کمتر دیده میشوند.
خودآگاهی، هوش هیجانی، یادگیری از تجربه، تابآوری، مسئولیتپذیری و اخلاق حرفهای از جمله این شایستگیهای نامرئی هستند. این ابعاد اغلب در امتحانات کتبی یا آزمونهای مهارتی قابل مشاهده نیستند، اما در موفقیت شغلی و حرفهای افراد نقشی تعیینکننده ایفا میکنند.
بسیاری از شکستهای حرفهای نه ناشی از کمبود دانش فنی، بلکه نتیجه ضعف در همین شایستگیهای پنهان است. از این رو، نظامهای آموزشی باید برای شناسایی، پرورش و سنجش این شایستگیها نیز برنامه داشته باشند.
پیامدهای نظری برای برنامهریزی درسی
اگر شایستگی را یک طیف بدانیم، آنگاه برنامه درسی نمیتواند صرفاً بر انتقال دانش یا آموزش مهارتهای فنی متمرکز باشد. طراحی برنامههای آموزشی باید به گونهای باشد که همه ابعاد طیف شایستگی را پوشش دهد.
این رویکرد مستلزم آن است که اهداف آموزشی از سطح مهارتهای تخصصی فراتر رفته و حوزههایی نظیر تفکر انتقادی، ارتباطات حرفهای، اخلاق کار، کارآفرینی، خلاقیت و یادگیری مادامالعمر را نیز در بر گیرد.
همچنین ارزشیابی باید از سنجش صرف دانش و مهارت فاصله گرفته و به سمت ارزیابی عملکرد واقعی حرکت کند. پروژههای عملی، پوشه کار، ارزشیابی مبتنی بر شایستگی و بازخورد محیط واقعی کار از جمله ابزارهای مناسب برای تحقق این هدف هستند.
وضعیت موجود آموزش فنیوحرفهای ایران
آموزش فنیوحرفهای ایران از ظرفیتهای ارزشمندی برخوردار است. شبکه گسترده هنرستانها، تجربه چند دهه آموزش مهارتی، نیروی انسانی متخصص و زیرساختهای موجود، سرمایههای مهمی برای توسعه این حوزه محسوب میشوند.
با این حال، بررسی وضعیت موجود نشان میدهد که همچنان بخش عمده توجهها بر شایستگیهای فنی متمرکز است. در مقابل، شایستگیهای اجتماعی، فردی، فراشناختی و یادگیری مستمر سهم کمتری در برنامههای آموزشی دارند.
از سوی دیگر، سرعت تغییر فناوری و تحولات بازار کار ایجاب میکند که استانداردها و محتوای آموزشی با سرعت بیشتری بهروزرسانی شوند و ارتباط نظام آموزشی با صنعت و محیط واقعی کار تقویت گردد.
پیشنهادهای راهبردی برای ایران
بر اساس چارچوب «رنگینکمان شایستگی»، چند اقدام راهبردی میتواند در دستور کار قرار گیرد:
- نخست، استقرار و تکمیل چارچوب ملی صلاحیتهای حرفهای به عنوان زبان مشترک میان آموزش، صنعت و بازار کار؛
- دوم، بازنگری استانداردهای برنامه درسی و آموزشی بر مبنای طیف کامل شایستگیها و نه صرفاً مهارتهای فنی؛
- سوم، تقویت مهارتهای نرم، اخلاق حرفهای، سواد دیجیتال، تفکر انتقادی و یادگیری مادامالعمر در تمامی رشتههای فنیوحرفهای و کاردانش؛
- چهارم، توسعه یادگیری مبتنی بر پروژه، کارآموزی واقعی و الگوهای آموزش دوگانه با مشارکت فعال کارفرمایان؛
- پنجم، اصلاح نظام ارزشیابی و حرکت به سوی سنجش عملکرد واقعی و چندبعدی شایستگیها.
- ششم، توانمندسازی معلمان و هنرآموزان برای ایفای نقش «معمار یادگیری» به جای انتقالدهنده صرف دانش و مهارت؛
- هفتم، ایجاد نظام ملی رصد شایستگیها و پایش مستمر میزان انطباق خروجیهای آموزشی با نیازهای بازار کار.
جمعبندی
اگر در یادداشت پیشین، شایستگی را به نور تشبیه کردیم، اکنون میتوان گفت که این نور دارای طیفی گسترده از رنگهاست. هر یک از این رنگها بخشی از توانمندی حرفهای انسان را نمایندگی میکنند و حذف هر یک از آنها، تصویری ناقص از شایستگی به دست میدهد.
آینده آموزش فنیوحرفهای ایران در گرو عبور از نگاه تکبعدی به مهارت و حرکت به سوی توسعه متوازن همه ابعاد شایستگی است. نیروی انسانی مورد نیاز اقتصاد آینده تنها فردی ماهر نیست؛ بلکه انسانی است که مهارت فنی را با تفکر، اخلاق، مسئولیتپذیری، خلاقیت و توانایی یادگیری مستمر درهم آمیخته باشد.
رنگینکمان شایستگی زمانی در آسمان آموزش فنیوحرفهای ایران پدیدار خواهد شد که برنامه درسی، معلم، محیط یادگیری، نظام ارزشیابی و سیاستگذاری آموزشی همگی در جهت آشکار ساختن و پرورش همه رنگهای این طیف حرکت کنند.
منابع:
1. Biemans, H., Nieuwenhuis, L., Poell, R., Mulder, M., & Wesselink, R. (2004). Competence-based VET in the Netherlands: Background and pitfalls. Journal of Vocational Education & Training, 56(4), 523–538.
2. Brynjolfsson, E., & McAfee, A. (2014). The Second Machine Age: Work, Progress, and Prosperity in a Time of Brilliant Technologies. New York: W.W. Norton.
3. Hager, P., & Hodkinson, P. (2009). Moving Beyond the Metaphor of Transfer of Learning. British Educational Research Journal, 35(4), 619–638.
4. Mulder, M. (2017). Competence-Based Vocational and Professional Education: Bridging the Worlds of Work and Education. Springer.
5. OECD. (2019). OECD Skills Outlook 2019: Thriving in a Digital World. Paris: OECD Publishing.
6. Winterton, J., Delamare-Le Deist, F., & Stringfellow, E. (2006). Typology of Knowledge, Skills and Competences: Clarification of the Concept and Prototype. Luxembourg: Cedefop.
7. World Economic Forum. (2023). The Future of Jobs Report 2023. Geneva: WEF.
8. فتحیواجارگاه، کوروش و شفیعزاده، حسن. (۱۳۹۶). برنامهریزی درسی در آموزش فنی و حرفهای. تهران: انتشارات آییژ.
9. ملکی، حسن. (۱۳۹۹). «مفهوم شایستگی در برنامه درسی حرفهای: تحلیلی انتقادی». فصلنامه مطالعات برنامه درسی ایران، ۱۵(۵۸)، ۳۴-۷.